و الترديد . پس ما الآن نسبت به بقا و ارتفاع نجاست فرد واقعى شك داريم و يقين به بقاء و ارتفاع يك يقين فعلى نيست ، بلكه تقديرى است ؛ يعنى اگر ما يقين داشتيم كه نجاست در طرف بالاست الآن هم يقين فعلى مىآمد كه باقى است و ملاقى آن نجس است ، ولى فعلا كه يقين نداريم ، چون شايد نجاست در طرف پايين بوده و همچنين اگر ما يقين كرديم كه نجاست در طرف پايين عباست بالفعل يقين به ارتفاع داشتيم ولى الآن كه يقين نداريم ، بلكه شك است ، چون شايد نجاست در طرف بالا باشد كه الآن هم باقى است .
بنابراين استصحاب فرد مردد به دليل نبود ركن اول از اركان استصحاب كه يقين سابق باشد جارى نيست . آرى ، قدر جامع اين ركن را دارد ، ولى استصحاب او اثر ندارد .
فما هو المتيقّن ( قدر جامع ) لا يراد استصحابه لعدم الاثر و ما هو المراد استصحابه ( خصوصيات فرديه ) ليس بمتيقّن فلا يستصحب .
تا اينجا مباحث اصول فقه در استصحاب تمام باقى تنبيهات كه در ادامه مطرح است از كتب ديگر اصوليان متأخر بيان شده است .
تنبيه سوم : امور تدريجيه
مقدمه : حكما مىگويند امور و اشيا در يك تقسيم به دو قسم مىشوند :
1 . امور قارّه 2 . امور غير قارّه .
امور قارّه عبارتاند از : امورى كه بالفعل اجزائشان مجتمع هستند به عبارت ديگر موجود قار يعنى موجودى كه سيّال نيست مثال مكان ، خط ، سطح و جسم .
امور غير قارّه عبارتاند از : امورى كه سيال هستند و اجزاء آنها بالفعل يك جا جمع نيستند ، بلكه هر جزئى كه محقق شود جزء قبلى معدوم مىگردد مثل زمان ، حركت ، سيلان آب و تكلم و . . .
خاصيت امور غير قار و يا تدريجى اين است كه هر جزئى از اجزاء آن محقق مىشود و منصرم يعنى نابود مىگردد ، سپس نوبت به اجزاء بعدى مىرسد . مثلا آبى