مىشويم كه انتخاب باشد .
6 . أدلّة الاستصحاب
مبحث ششم از مباحث استصحاب پيرامون ادلّهء استصحاب است ، بهطور كلى ادلّهاى كه روى مبانى مختلفه براى حجيت استصحاب اقامه شده عبارتاند از چهار دليل .
1 . بناى قطعيهء عقلاييه
2 . حكم عقل
3 . اجماع
4 . روايات و اخبار استصحاب
دليل اول : بناى عقلاييه
دليل اول از ادلّهء حجيت استصحاب عبارت است از بناى قطعى عقلاى عالم . تا به حال مكرر در مكرر با اين دليل در مجلد سوم كتاب برخورد داشتهايم و آن اينكه : اين دليل داراى دو مقدمه است كه هر دو مقدمه بايد قطعى باشد تا نتيجه هم قطعى باشد تا ارزشمند باشد و گرنه اعتبارى ندارد .
مقدمه اول : هنگامى كه ما به عقلاى عالم مراجعه مىكنيم مىبينيم عقلا داراى هر مسلك و مرامى و داراى هر ذوق و سليقهاى كه باشند همه و همه سيرهء عملى و تبانى فعلى دارند بر اين همواره به متيقّن سابق اخذ نموده و به شك لا حق در بقا اعتنا ندارند و اصولا نظام زندگى مردم براساس همين بناى عملى استوار است و اگر اين بناگذارى نبود نه تحصيل علمى بود و نه تجارتى و نه مسافرتى و نه مكاتبهاى و نه و نه و . . . حتى برخى از علما قدم را فراتر نهاده و مدعى شدهاند كه اين بناگذارى و اخذ به متيقّن سابق در مقام عمل اختصاص به انسانها و موجودات عاقل ندارد ، بلكه در ميان ساير جانداران نيز سارى و جارى است مثلا پرندگان صبح از آشيانه خود پرواز مىكنند و به نقاط دور و نزديك سفر مىكنند ، ولى شب هنگام دوباره دستهدسته به اوكار خويش مراجعه مىكنند يا چهارپايان در طرف صبح از آغلهاى خويش بيرون رفته و در علفزارها به چرا مشغول مىشوند و به هنگام غروب دوباره راهى طويلهاى