تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
گفت : سپس به من فرمود : برو و نام دخترت را كه ديروز گذاشتى تغيير ده ، زيرا خدا آن اسم را مبغوض دارد ، - يعقوب گويد ، براى من دخترى متولد شده بود كه نامش را حميراء گذاشته بودم ، امام صادق عليه السلام فرمود : بدستور او رفتار كن تا هدايت شوى . پس من اسمش را تغيير دادم .

12 -

سليمان بن خالد گويد : روزى امام صادق عليه السلام ابا الحسن عليه السلام را نزد خود خواند و ما هم نزد آن حضرت بوديم ، بما فرمود : ملازم اين آقا باشيد كه او به خدا پس از من صاحب شماست .

13 -

ابو ايوب نحوى گويد : نيمه شبى ابو جعفر منصور دنبال من فرستاد ، من نزدش رفتم ، او روى كرسى نشسته بود و شمعى در برابر و نامه‌اى در دست داشت ، چون سلامش گفتم ، نامه را به طرف من انداخت و ميگريست ، سپس گفت : اين نامه از محمد بن سليمان است كه گزارش ميدهد ، جعفر بن محمد وفات يافته است ، - و سه مرتبه گفت - :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، كجا مانند جعفر يافت شود ؟ . سپس به من گفت بنويس ، من مقدمه نامه را نوشتم ، آنگاه گفت : بنويس ، اگر او به شخص معينى وصيت كرده است او را پيش آر و گردنش را بزن ، جواب آمد كه او به پنج نفر وصيت كرده است كه يكى از آنها ابو جعفر منصور است و ديگران محمد بن سليمان و عبد اللَّه و موسى و حميد ماند .

شرح

- محمد بن سليمان از جانب منصور ، والى مدينه بود و عبد اللَّه پسر آن حضرتست كه در دو روايت قبل ذكر شد و حميده مادر حضرت ابو الحسن موسى عليه السلام است و اضافه كردن آن حضرت اين چهار