تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
حسين بن على عليهما السلام فرا رسيد ، دختر بزرگترش فاطمه بنت الحسين عليه السلام را طلبيد و كتابى پيچيده و وصيتى آشكار به او داد ، زيرا على بن الحسين عليهما السلام مرضى از لحاظ معده داشت كه در حال احتضارش ميديدند ، سپس فاطمه آن كتاب را بعلى بن الحسين عليه السلام داد ، اى زياد ! سپس به خدا آن كتاب بما رسيد ، زياد گويد عرضكردم : خدا مرا قربانت گرداند ، در آن كتاب چه نوشته است ؟ فرمود : به خدا آنچه از زمان خلقت آدم تا به آخر رسيدن دنيا مورد احتياج اولاد آدمست در آن است ، به خدا كه احكام حدود حتى جريمه خراش در آن ثبت است .

2 -

ابى جارود گويد : امام باقر عليه السلام فرمود : چون هنگام شهادت امام حسين عليه السلام فرا رسيد ، وصيتش را كه در كتابى پيچيده بود ، در حضور مردم ، بفاطمه داد ، پس چون امر شهادت حسين عليه السلام بدان جا كه مقدر بود رسيد ، فاطمه آن وصيت را بعلى بن الحسين عليهما السلام داد ، عرضكردم : خدايت رحمت كند ، در آن وصيت چه بود ؟ فرمود : آنچه فرزندان آدم از ابتداى دنيا تا به آخر رسيدن آن احتياج دارند .

3 -

امام صادق عليه السلام فرمود : چون امام حسين صلوات اللَّه عليه بجانب عراق رهسپار گشت ، كتب و وصيت را بام سلمه - رضى اللَّه عنها - سپرد و چون على بن الحسين عليه السلام بمدينه برگشت به او تحويل داد .

شرح

- آنچه امام حسين عليه السلام بام سلمه داد غير از آنها بود كه بفاطمه داد و شايد آنچه بام سلمه داده همان وصيت سر بمهرى باشد كه از آسمان نازل شده است - مرآت ص 227 - .