« خوشا به حال تو اى ابو الحسن ! كه امروز آقاى من و آقاى هر مرد و زن با ايمان گشتى » و حسان بن ثابت نيز در آن روز اشعارى در تبريك و تهنيت آن حضرت بمقام امامت سروده كه بتواتر از او نقل شده است و همچنين شعراء ديگر صحابه و تابعين اين موضوع را بتفصيل بيان كرده و همه معنى امامت و خلافت را از سخن پيغمبر فهميدهاند .
علامه مجلسى ( ره ) در اينجا راجع بجمله
اوصيكم بكتاب اللَّه و اهل بيتى
و نيز در باره آيه شريفه
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ
توضيحات مفيدى بيان مىكند كه ما از ترس ملال خاطر خوانندگان آن را بفصول بعد حواله مىدهيم .
2 -
عبد الرحيم بن روح قصير گويد : از امام باقر عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل « پيغمبر بمؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران مؤمنانند و خويشاوندان بعضى نسبت ببعضى در كتاب خدا سزاوارترند - 6 سوره 33 - » پرسيدم در باره كى نازل شده است ؟ فرمود در باره امر ولايت و امامت نازل شده است ، اين آيه پس از حسين عليه السلام در ميان اولادش جارى شد ، پس ما نسبت بپيغمبر و امر امامت از مؤمنين و مهاجرين و انصار سزاوارتريم ، گفتم اولاد جعفر از امامت بهرهئى دارند ؟ فرمود : نه ، گفتم :
براى اولاد عباس بهرهئى هست فرمود : نه ، پس من تمام شعبههاى فرزندان عبد المطلب را براى آن حضرت بر شمردم ، نسبت به همه ميفرمود : نه ، ولى اولاد حسن عليه السلام را در آن مجلس فراموش كردم ، بعدا خدمتش رسيدم و عرضكردم : براى اولاد حسن از امامت بهرهئى هست ؟ فرمود : نه : به خدا اى عبد الرحيم براى هيچ فردى كه بمحمد منسوبست جز ما از آن بهرهئى ندارد ( بحديث 745 رجوع شود ) .
3 -
امام صادق عليه السلام راجع بقول خداى عز و جل « همانا ولى شما خداست و رسولش و كسانى كه ايمان آوردهاند » فرمود : يعنى اولى بشما و سزاوارتر بشما و كارهاى شما و جان و مال شما خداست و رسولش و