تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
اى ابا هاشم ! بگير و ما را معذور دار ( كه كم است يا از اينكه دير به تو رسيديم تا خودت سؤال كردى ) .

6 -

ابى على مطهر در سال قادسيه به آن حضرت نوشت كه مردم از رفتن به مكه منصرف ميشوند ، و او هم از تشنگى ترس دارد . حضرت نوشت ؟ « برويد ، بيمى بر شما نيست ان شاء اللَّه » سپس آنها بسلامت برفتند
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.

توضيح

- قادسيه قريه‌ايست نزديك كوفه و سال قادسيه ، سالى است كه مردمى كه عازم حج بودند ، از ترس تشنگى از آنجا برگشتند و به مكه نرفتند جز مطهر و ياران او .

7 -

جماعتى بر جعفرى كه شخصى است از اولاد جعفر ( طيار يا جعفر بن متوكل ) حمله كردند و او تاب مقاومت آنها را نداشت ، شكايت خود را به امام حسن عسكرى عليه السلام نوشت . حضرت در جواب نوشت : از اين جهت بىنياز ميشويد ان شاء اللَّه تعالى » او با جماعتى اندك بر آنها حمله برد ، با آنكه آنها بيش از 20 هزار و او با كمتر از هزار نفر ايشان را ريشه‌كن ساخت .

8 -

امام حسن عسكرى عليه السلام را نزد على بن نارمش كه دشمنترين مردم با اولاد ابى طالب بود زندان كردند ، و به او گفتند ، بر او هر چه خواهى سخت گير و سخت گير . حضرت بيش از يك روز ، نزد او نبود كه احترام و بزرگداشت آن حضرت در نظر او به جائى رسيد كه در برابر او چهره بر خاك ميگذاشت و ديده از زمين برنميداشت ، حضرت از نزد او خارج شد ، در حالى كه بصيرت او به آن حضرت از همه بيشتر و ستايشش او را از همه نيكوتر بود .

9 -

سفيان بن محمد ضبعى گويد : به امام حسن عسكرى عليه السلام نامه نوشتم و از آن حضرت راجع به وليجه پرسيدم ، كه در قول خداى تعالى است : « جز خدا و پيغمبر و مؤمنين وليجه‌ئى نگرفتند - 15 سوره 9 - »