تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢

3 -

مردى گويد : به امام محمد تقى عليه السلام عرض كردم : مردم در باره خردسالى شما سخن مىگويند ( نق ميزنند ) فرمود : همانا خداى تعالى بداود وحى كرد كه سليمان را جانشين كند و او كودكى بود كه گوسفند ميچرانيد ، عابدان و دانشمندان بنى اسرائيل او را نپذيرفتند ، خدا بداود عليه السلام وحى كرد كه عصاهاى معترضين و عصاى سليمان را بگير و در خانه‌اى بگذار و با خاتمهاى مردم مهرش كن فردا عصاى هر كس ( مانند درخت سبزى ) برگدار و ميوه دار شد ، او جانشين است . داود عليه السلام اين خبر را به آنها گفت ( و چون فردا عصاى سليمان را سبز ديدند ) گفتند : راضى شديم و پذيرفتيم .

4 -

ابو بصير ( نابينا ) گويد : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم و كودك پنجساله نابالغى عصاكش من بود : حضرت به من فرمود : حال شما چگونه باشد زمانى كه حجت بر شما همسال ، اين كودك باشد ؟ [ يا فرمود : همسال اين كودك بر شما ولايت داشته باشد ] ( مقصود امام جواد عليه السلام است كه در ابتداى امامتش بقول مشهور 8 سال و چند ماه داشت .

5 -

اسماعيل بن بزيع گويد : از حضرت ابى جعفر عليه السلام راجع بامر امامت پرسيدم و گفتم : ممكن است امام از هفت سال كمتر داشته باشد ؟ فرمود : آرى كمتر از پنج سال هم مىشود ( اشاره به امام دوازدهم عليه السلام دارد ) سهل گويد على بن مهزيار اين حديث را در سال 221 به من گفت .

6 -

پدر خيرانى گويد : در خراسان برابر حضرت رضا عليه السلام ايستاده بودم كه مردى به او عرضكرد