تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
در مقدمه جلد اول گفتيم ، روش مرحوم كلينى اينست كه در هر بابى روايات روشن‌تر و واضحتر را جلوتر ذكر مىكند و هر چه دلالت روايت خفىتر باشد ، آن را دنبال‌تر مىآورد .

نهى از نام بردن آن حضرت

1 -

داود بن قاسم جعفرى گويد : شنيدم حضرت ابو الحسن عسكرى ( امام هادى ) عليه السلام مىفرمود : جانشين پس از من حسن است ، حال شما چگونه خواهد بود ، نسبت بجانشين بعد از آن جانشين ؟ عرضكردم : براى چه ، خدايم قربانت كند ؟ فرمود : زيرا شما خود او را نمىبينيد و براى شما روا نيست كه او را بنامش ياد كنيد ، عرضكردم : پس چگونه يادش كنيم ؟ فرمود : بگوئيد حجت از آل محمد صلوات اللَّه عليه و سلامه ( بشمارهء 853 رجوع شود ) .

2 -

ابو عبد اللَّه صالحى گويد : يكى از اصحاب ما ( شيعيان ) بعد از وفات ابو محمد ( امام حسن عسكرى ) عليه السلام ، از من خواست كه راجع باسم و مكان آن حضرت بپرسم ، جواب آمد كه : اگر اسم را به آنها بگوئى ، فاش مىكنند ، و اگر مكان را بدانند ، نشان مىدهند .

شرح

- ابو عبد اللَّه صالحى از جمله نواب اربعه معروف نيست ، پس ممكن است كه سؤال او بتوسط يكى از نواب اربعه بوده و يا خود او هم سفارت و نيابتى داشته است .

3 -

ريان بن صلت گويد : از حضرت رضا عليه السلام شنيدم كه چون راجع بقائم سؤال شد ، فرمود : شخصش ديده نشود و نامش برده نشود .

4 -

امام صادق عليه السلام فرمود : نام صاحب الامر را جز كافر نبرد .