تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
و به او عرضكردم : گواهى دهم كه تو نزد خدا امام منى ، پس حضرت رضا عليه السلام گريه كرد و فرمود : اى عمو ! مگر نشنيدى كه پدرم ميفرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : پدرم فداى [ مىآيد ] پسر بهترين كنيزان ، پسر كنيز نوبيه ( نوبه بلاد بزرگيست در سودان كه بلال حبشى هم از آنجا بوده است ) كه دهانش خوشبو و زهدانش نجيب زاى است ، واى بر آنها و خدا لعنت كند اعيبس و نژادش را ( يعنى بنى عباس را ) همان كه فتنه انگيز است و آنها را چند سال و چند ماه و چند روز ميكشد و به آنها ذلت مىرساند و از جام تلخ و ناگوار به آنها مىآشاماند ، و اوست در بدر و دور افتاده ، پدر و جد كشته شده و صاحب غيبت ، مردم در باره او گويند : معلوم نيست مرده يا هلاك شده و بكدام دره رفته ، اى عمو ! چنين پسرى جز از نسل من تواند بود ؟ ؟ عرضكردم : راست گوئى ، قربانت گردم .

شرح

- علم قيافه‌شناسى آنست كه : شخص قائف از روى آثار و علائم صورت و دست و پا و ساير اعضاء شباهت دو نفر را به يكديگر ميفهمد و نسبت و قرابت ميان آنها را تشخيص ميدهد ، اين علم در شرع مقدس اسلام اعتبارى ندارد و هيچ گونه نسبتى با آن ثابت نميشود ، بلكه براى تعيين انتساب در شرع اسلام موازين و مقررات ديگريست ، ولى در صورتى كه بمسلمانى تهمتى زنند ، او ميتواند براى دفع تهمت از خود بقيافه‌شناس رجوع كند ، چنانچه راجع بانتساب اسامه ، پسر زيد بن حارثه را بپدرش چنين روايت كنند كه : اسامه سياه رنگ بود و پدرش زيد سفيدتر از پنبه ، از اين جهت مردم جاهليت در نسب او طعن ميزدند ، تا آنكه قيافه‌شناس حكم كرد كه او پسر زيد است و ملت عرب هم سخن قيافه‌شناس را ميپذيرفتند ، از اين جهت پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله مسرور گشت زيرا طعن آنها به آن حضرت هم مربوط بود - مرآت ص 237 - . و حضرت رضا عليه السلام چون در باره پسرش مورد تهمت واقع گشت ، به حكم قيافه‌شناس تن داد ، به شرحى كه در اين روايت ذكر شد و پس از آنكه حق روشن گشت ، امام رضا عليه السلام از قول رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خبر غيبى ظلم و فتنه انگيزى بنى عباس را نسبت بفرزندانش كه منتهى بغيبت و پنهان شدن حضرت مهدى ، امام دوازدهم عجل الله تعالى فرجه الشريف ميگردد ، بيان مىكند .