2 -
عبد الاعلى بن اعين گويد : شنيدم كه امام صادق عليه السلام مىفرمود : اسلحه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نزد من است ، كسى نسبت به آن با من نتواند نزاع كند ( يعنى ميراث مخصوص ماست يا آنكه خدا نگذارد كسى آن را به زور از ما بربايد يا بودن آن را نزد ما انكار كند ) همانا سلاح از آسيب محفوظ است [ در دست هر كس باشد از گناه و لغزش بر كنار است ] ، اگر بدست بدترين مخلوق خدا بيفتد بهترين ايشان شود ( ولى خدا بدست او نمىاندازد ) سپس فرمود : امر امامت در آخر به كسى رسد كه چانه بسوى او كج شود ( يعنى همه مطيع او شوند و يا آنكه طولانى شدن غيبتش سبب شود كه مردم بشيعيانش دهن كجى كنند و استهزاء نمايند ) و چون خواست خدا در باره او صورت گيرد ، بيرون شود ، مردم گويند :
اين چه واقعهاى است ، خدا از بركت آن حضرت بر سر رعيتش دست رحمت نهد ( تا عقلشان كامل شود ) .
3 -
امام صادق عليه السلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در ميان كالاى خويش شمشيرى و زرهى و نيزهئى و زينى و استر شهبائى داشت كه در تركه او بود و همه بعلى بن ابى طالب عليه السلام به ارث رسيد ( يعنى چون اين اسلحه نشانه امامت و جانشينى آن حضرت بود ، به او منتقل شد و اينها مانند دين و وصيت از تركه خارج است ) .
4 -
امام صادق عليه السلام فرمايد : پدرم زره ذات الفضول پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را در برگرد ، به زمين كشيده شد ، من آن را پوشيدم ، از قامتم بلندتر بود .
5 -
احمد بن ابى عبد اللَّه گويد : از حضرت رضا عليه السلام پرسيدم كه ذو الفقار شمشير رسول خدا صلّى