برخى پنداشتهاند ، آل مشعشع از ساداتند ؛ ولى ما تاكنون به خاطر اختلاف نظر روشن و آشكار مورخين در نسبشان ، به صحت و درستى اين پندار نرسيدهايم .
آل مشعشع ، بر دو دستهاند : يك دسته ، غُلاتاند « 1 » و دسته ديگر ، متظاهر به مذهب تشيّعاند . نخستين فرد از آنان كه به سلطنت حُويزه - پيش از روييدن موى صورتش - رسيد فلّاح بود كه در كودكى ، پدرش را از دست داد و شيخ احمد ، پسر شيخ فهد حلّى با مادرش ازدواج كرد و تربيت او را برعهده گرفت .
فلّاح در سال 854 ه از دنيا رفت . « 2 » محمد پسر فلاح ، از شاگردان شيخ بود ؛ ولى ادعاى باطلى كرد و شيخ ناگزير ، فتواى قتل او را صادر و خونش را به فرمانروا امير منصور بن قيان بن ادريس عبادى مباح اعلام نمود . لذا فرمانروا او را به بند كشيد تا به قتلش برساند ، امّا او توانست با فريب و نيرنگ ، خود را از مرگ نجات دهد . سپس بخت يارىاش كرد و در مدت كوتاهى عربهاى قبايل مختلف در اطرافش گرد آمدند . نخستين كسانى كه با او بيعت نمودند ، « بنى سلامه » بودند . او اين رويداد را به فال نيك گرفت و آن را نشانهء سلامتى و عافيت تلقّى كرد و سرانجام بر منطقه خوزستان تسلّط يافت و دست به كارهاى خطرناكى زد و جنگهاى زيادى « 3 » به راه انداخت ؛ از جمله آنها هجوم به نجف اشرف و آتش زدن بارگاه امام على ( ع ) و تبديل آن به آشپزخانه براى مدت شش ماه بود .
علامه « ضامن بن شَدقم » در كتاب تحفهء الأزهار نقل كرده است كه :
بر سراسر منطقه اهواز ، از ساحل فرات تا حلّه ، استيلا يافت و نيروهايش پانصد نفر بودند و از هيچ سلاحى استفاده نمىكردند ؛ چون برخى « اسم » ها را به كار
هامش
( 1 ) . غلات ، جمع غالى و به معنى غلوكننده است ؛ مانند على اللهىها .
( 2 ) . ر . ك : آثار الشيعه .
( 3 ) . مجالس المؤمنين ، ص 404 .