بازسازى شده بود ؛ بدون اينكه تاريخ ، به نام كسى كه در اين مدت كوتاه ، اقدام به تجديد بناى آن كرده است ، اشاره نمايد .
ولى ساختن يك ساختمان ساده ، گوياى اين حقيقت است كه ساكنان كربلا ، خود شخصاً مبادرت به تجديد بنا كردهاند . البته همهء مورّخين ، ويرانى دوم در سال 236 ه را به صورت روشن و آشكار ، در كتابهاى خود نقل كردهاند و اين ، حقيقتى است كه مىتواند دليل شدت و وسعت اين تخريب ، نسبت به ويرانى مرحلهء پيش قرار گيرد .
اين واقعه را طبرى و ابن اثير ضمن بيان رويدادهاى همان سال ، آورده و نوشتهاند :
در اين سال ( 236 ه ) ، متوكل دستور داد ، قبر مطهر امام حسين ( ع ) و ساختمانهاى اطراف آن ، اعمّ از مساجد و خانهها را ويران كنند و محلّ قبر مطهر را شخم بزنند و بذر بپاشند و آبيارى نمايند و مردم را از رفتن به زيارت آن حضرت ، باز دارند .
به دنبال اين فرمان ، رئيس شرطه طى اطلاعيهاى به سراسر منطقه ، اعلام نمود كه از سه روز ديگر ، هر كس را نزد قبر مطهر امام حسين ( ع ) بيابند ، بازداشتش مىكنند و در زندان « باستيل » ، به بندش مىكشند . در نتيجه ، مردم از اطراف قبر مطهر ، پراكنده شده از رفتن به زيارت آن حضرت ، خوددارى كردند . كارگزاران متوكل ، آن محلّ را با گاوآهن ، شخم زدند و آنجا و پيرامون آن به زمين كشاورزى ، تبديل گشت . « 1 » مسعودى نيز در كتاب مروج الذهب به نقل اين واقعه ، پرداخته و چنين آورده است :
و در سال 236 ه ، متوكل به شخصى معروف به « ذيريح » فرمان داد تا به سوى قبر مطهر امام حسين ( ع ) ، برود و آن را ويران و زمينش را هموار و نشانش را از بين
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى و ابن اثير ، رويدادهاى سال 236 هجرى .