[ جناب حميري ] همه روايت را به طور كامل نقل مى كرد ؛ چرا كه آن سوال و جوابها بخشى از نامه بوده اند و مى توانستند روشنگر دليل توبيخ امام باشند ، آنجا كه فرمود : لا لأمر الله . . . .
پس حتما بايد اين بخش ، جواب گروهى باشد كه بعضى از سوالات را مطرح كردهاند .
با وجود اطمينان كامل ما به صحت سند و امانت دار بودن راويان از خود محمد بن مشهدى تا اولين راوي ، يعنى محمد بن عبدالله بن جعفر حميرى - كه خداوند از همگى آنها راضى باد - در بخشى از زيارت ، خلل و نقص مشاهده مىشود ، كه اين خلل ، به احتمال از جانب يك يا چند تن از نسخه نويسان روى داده است ؛ پس به ناچار فقط دعاى پس از زيارت را از اين منبع مى پذيريم .
آيا زيارت از كلام خود امام ( عليه السلام ) بوده يا از سفير امام ؟
مى توان فرض كرد كه زيارت از جانب خود امام ( عليه السلام ) و كلام ايشان باشد .
در اين صورت هرگز اين اشكال وارد نيست كه : چگونه مىشود امام ( عليه السلام ) زيارتِ خود را به مسلمين بياموزد ؟
زيرا پيامبر و ائمه ( عليهم السلام ) خود به مردم ياد داده اند كه چگونه آنان را خطاب كرده و ايشان را زيارت كنند ؛ و هيچ تعجبى در اين كار نيست ، چرا كه آن بزرگواران معصوم بودند و از روى هواى نفس سخن نمى گفتند .
با وجود اين ، نظر ما آن است كه فقط جواب سوالات از جانب امام ( عليه السلام ) بوده است و متن زيارت از سفير امام ، يعنى حسين بن روح ; باشد ؛ چرا كه حميرى از طريق او با امام ( عليه السلام ) مكاتبه مى كرد و او بعضى از جوابها را براى حميرى املا مى كرد .
جناب حرّ عاملى در وسائل الشيعة چنين مى گويد :