تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دجال البصرة ( دجال بصره ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
مي‌ترسند و عالمان بدون عمل هم نگران جايگاه دينى خود هستند ، پس مردم بر چه چيزى ميترسند و نگران چه هستند ؟ آيا درست است كه انسان زمام خود را به دست علماى گمراه بدهد ؟ مانند يك حيوان كه افسارش در دست صاحبش است و هر جا كه بخواهد او را ببرد ؟ آيا درست است كه انسان پيرو امامان گمراهى باشد تا او را به جهنم ببرند ؟ درباره ارتباطش با مراجع ، از او سؤال شده و او چنين جواب داده است : مشكلى نداشتيم ؛ اما الآن بيشتر آنان ميخواهند من دستگير و يا كشته شوم ! حتى برخى از آنان همچون حائرى در ايران ، خون من را مباح اعلام كرده‌اند . . . . به‌تازگى سه نفر از علما فتوا داده‌اند كه قبل از نداى آسماني ، هركس كه ادعاى يمانى بودن بكند دروغ‌گوست ؛ و براى خواننده روشن خواهد شد كه سخن اين‌ها باطل و مخالف كلام اهل‌بيت است و صدور چنين حكمي ، مصيبتى بسيار بزرگ است و ما انتظار نداشتيم كه آنان تا به اين حد از روايات اهل‌بيت غافل باشند . عجيب‌تر از همه اينكه دجال بصره ، دشمنى خود با مراجع را مستند به شهيد صدر دانسته و ميگويد : ميان مقلدين شهيد صدر و مقلدين ديگر مراجع ، هميشه درگيرى بود تا اينكه كار به تكفير و . . . كشيده شد و با گذر زمان ، پيروان شهيد صدر زيادتر و زيادتر ميشدند تا اينكه به يك گروه نيرومند در برابر بقيه مردم تبديل شدند ؛ اما پيروان بقيه مراجعِ دروغ‌گو ، بيشتر و پراكنده‌تر بودند و اين همانند اين دعوت است كه به‌سرعت ، خصوصا در جامعه عراق ، تأثير داشته است . . . . پس از شهادت سيد صدر ، پيروان او به هفت گروه يا بيشتر تقسيم شدند كه برخى از آن‌ها پس از زمانى كوتاه ، از راه شهيد صدر منحرف شده و به مرجعيت مراجعى اعتراف كردند كه هم در زمان زندگانى
دجال البصرة ( دجال بصره ) ( فارسى ) — صفحة 109 | الشيخ علي الكوراني العاملي / مسلم خاطري