از سخنان امام على النّقى عليه السّلام
« 1 »
( 130 ) 1 - آن كه از خودش راضى شود ، ناراضيان از او فراوان گردند .
( 131 ) 2 - توانگرى ، كمى آرزو و رضايت به آن چه كفايتت مىكند ، مىباشد .
( 132 ) 3 - تهيدستى ، آزمندى نفس و شدّت نااميدى است .
( 133 ) 4 - مردم ، در دنيا با اموالشان و در آخرت با كردارشان سنجيده مىشوند .
( 134 ) 5 - سوار بر مركب چموش ، كسى است كه اسير نفس خويش است و نابخرد كسى است كه اسير زبان خود باشد .
( 135 ) 6 - حضرت به كسى كه در ستايش ايشان زياده روى كرده بود ، فرمود :
به كار خود بپرداز كه ستايش فراوان ، شكّ برانگيزد و هر گاه از
هامش
« 1 » . امام على النقى عليه السّلام ، در نيمهء ذى حجه سال 212 در « صريا » ( از حوالى مدينه ) به دنيا آمد و در سوّم رجب سال 254 در « سرّ من رأى » - سامراء - در سن 42 سالگى رحلت كرد و در همان جا به خاك سپرده شد . پدر بزرگوار ايشان امام محمّد تقى عليه السّلام و مادرشان سمانه نام داشت . لقب مشهور حضرت ، « هادى » و كنيهء ايشان « ابو الحسن » بود . امام فرزندان فراوانى نداشتند .
حكومت عباسى حضرت را در سال 243 هجرى از مدينه به سامراء منتقل كرد و تا آخر عمر زير نظر داشت . از اين رو احاديث نقل شده از ايشان اندك و بسيارى از آن به صورت مكاتبه مىباشد . برخى از پاسخها و احتجاجات حكيمانهء حضرت در كتاب احتجاج طبرسى آمده است .