منتها اليه آن ( شبه جزيرهاى بود بنام ) « سيزيكوس » « 1 » . نقل ميكنند كه چون تيمور سلطان بايزيد را در آنقره شكست داد ، بعضى از افراد ترك كه از جنگ مزبور گريخته بودند به اين شبه جزيره رسيدند و براى آنكه از دست كشتار بگريزند كوشيدند تا محل التقاى شبه جزيره را با خاك اصلى قطع كنند و آن را مبدل به جزيرهاى سازند .
فرداى آن روز يعنى يكشنبه در جزيرهاى مسكون بنام « مرمره » فرود آمديم . از معادن سنگ همين جزيره است كه الواح يشم و ستونهاى مرمرين كليسياهاى قسطنطنيه را آرايش ميدهند . همانروز بهنگام غروب از ساحل ملكى ميگذشتيم كه به امپراطور تعلق داشت و نامش « رديا » « 2 » بود . در نزديكى اين محل جزيرهاى است بنام « كولومينوس » « 3 » كه با ساحل تركان چندان فاصلهاى ندارد . ازين نقطه ميتوان خليج « تريلا » « 4 » را ديد و باز ازين محل ميتوانيد به بروصه كه يكى از شهرهاى بزرگ تركان است برويد .
در روز دوشنبه سپيدهدم كشتى در همان محل ديروز بود . زيرا كه هوا آرام بود و همهء آن روز و روز سهشنبه باد در جهت مخالف ما ميوزيد .
پس آهسته پيشروى ميكرديم و بساحل تراسى نزديك ميشديم و سرانجام چون در دو ميلى ساحل لنگر انداختيم ، دانستيم كه هنوز سى ميل تا قسطنطنيه مانده است . پس ازينجا نمايندهاى به شهر « پرا » « 5 » فرستاديم تا خانهاى براى ما آماده كند و ضمنا امپراطور را آگاه سازد كه هيئت عنقريب به آنجا ميرسد . آنگاه در چهارشنبهء بيست و چهارم اكتبر ناچار رخت سفر از كشتى به قايق بزرگى كشيديم و خويشتن نيز در آن نشستيم .
بسلامت به پرا رسيديم و در آنجا خانه هم براى سكناى ما و هم براى خدمهء ما آماده شده بود . از آن جهت از كشتى خارج شديم كه باد همچنان لا ينقطع ميوزيد و به كشتى اجازهء پيشرفت بسوى قسطنطنيه نميداد . به مجرد وصول به آن شهر با دوستان مشورت كرديم كه از چه راه رفتن ما به قسطنطنيه بصلاح مقرونتر است . زيرا كه زمستان نزديك و فصل سرما آغاز شده بود .
هامش
( 1 ) -Cyzicus( 2 ) -Redea( 3 ) -Kolominos( 4 ) -Trilla( 5 ) -Pera