بايزيد ) ديگر تشويش خاطرى از جانب سران تاتار سمرقند نداشت و امپراطور قسطنطنيه از تركان و حملهء احتمالى آنان كه تصور ميكرد به زودى روى دهد در بيم افتاد . مع الوصف اين حمله پس از نيم قرن انجام گرفت .
از زندگانى « فراى آلفونسو پائزد سانتا ماريا » « 1 » كه استاد علم كلام و در هيئت سفارت از لحاظ مقام بعد از كلاويخو قرار داشت ، چيزى دانسته نيست و اطلاعى در دست نداريم . اما دربارهء سرگذشت كلاويخو شرحى مختصر به زبان لاتينى بخامهء « نيكلا آنتونيو » * ( 1617 - 1684 م . / 1027 - 1096 ه . ) و ديگرى به زبان اسپانيائى بقلم « ژوزه آلووارز بائنا » موجودست . تاريخ تولد وى در هيچيك از منابع موجود نيست . اما گفته شده است كه در جوانى نديم خاص هانرى سوم شد . در دسامبر 1406 يعنى همان سال بازگشتن بميهن ، نام او در وصيتنامهء همين پادشاه كه در طليطله بامضاى وى رسيده است ، ذكر شده . پس از مرگ هانرى ، در سال بعد ، كلاويخو از دربار كناره گرفت و شروع كرد به ساختمان آرامگاه باشكوه و مجللى از مرمر سياه به جهت خويش . اين آرامگاه را در محوطهء دير « سانفرانسيسكو » در مادريد بنا كرده است و در سال 1414 او را در همانجا به خاك سپردند . اما بائنا در دنبالهء شرح مذكور ميگويد كه مقبرهء او را در اواخر قرن پانزدهم ويران كردند تا در همان دير جسد « خوآناى پرتقالى » ( ژان دو پرتو گز ) « 2 » بيوهء هانرى چهارم پادشاه كاستيل و ليون را مدفون سازند . اين شاهزاده خانم همان مادر مشهور « لابلترانخا » « 3 » است كه بهنگام مرگ هانرى چهارم ملقب به « ناتوان » خواهان سلطنت گشت . در افواه شايع گشته بود كه هانرى چهارم پدر او نيست و سرانجام هم « ايزابلا » ملكهء كاستيل او را از سلطنت محروم كرد . مرمرهاى آرامگاه كلاويخو را براى ساختمانى جديد به كار بردند . بعدها در سال 1760 دير مزبور به كلى ويران گشت و هيچ اثرى
هامش
( 1 ) -Fray Alfonso Paez de Santa Maria( 2 ) -Jeanne de Portugaise( 3 ) -La Beltraneja