بود . به همين علت هم تيمور با يونانيان مخالف است و با مسيحيان سراسر قلمرو خويش با شدت رفتار مىكند .
سلطان ترك كه از تيمور شكست يافت چنان كه گفته شد ، بايزيد نام و ايلدرم لقب داشت . اين لقب بمعنى « آذرخش » است كه ايلدرم بتركى به اين مفهوم است و بايزيد نام اوست . پدرش مراد نام داشت كه سلطانى بس نامآورست و بدست پادشاه ( سربى ) بنام ايلعا ذريا لازاروس * در جنگ ( كوسو ) كشته شد .
سلطان مزبور با شمشيرى كه به سينهاش فرو رفت و از شانه بيرون آمد ، جان بداد . سلطان بايزيد بعدها انتقام اين را كشيد و ايلعاذر را در جنگ بدست خويش كشت . پسر ايلعاذر با سلطان بايزيد بعدها سازش كرد و هنوز هم زنده است و در خانهء شاهزاده سليمان چلبى پسر سلطان بايزيد كه ازو ياد كرديم ، مهمان است . همهء اين جزئيات را براى آن گفتم تا روشن كنم كه اين سلطان مراد چگونه مردى بود زيرا كه همهء سلاطين ترك مراد ( يا
( Amurath
نام دارند و اين نام علاوه بر نامى است كه بر آنها گذاشتهاند « 1 » ، و نيز
Tamerlane
هم نام واقعى اين پادشاه نيست ، بلكه او را همواره درينجا بنام تيمور ميخوانند . در زبان تاتار تيمور بيك بمعنى « بزرگ آهنين » است . چون بيك بمعنى بزرگ و تيمور « يادمير » همان آهن است * . اينكه او را بنام
Tamerlane
ميخوانند براستى نام اهانتآميزى است كه از جانب دشمنان او اشاعه يافته است . زيرا
Lane
( در فارسى لنگ ) بمعنى شل يا چلاق است . در واقع هم پاى راست تيمور شل است و نيز دو انگشت كوچك دست راستش هم بريده شده است . اين امر نتيجهء ضربتى است كه سالهاى پيش وقتى كه او جوان بود و شب گوسفند دزدى ميكرد ، بدست او وارد آمده است . شرح اين واقعه را بعد ، مفصلا در اين كتاب خواهيم آورد .
( اكنون برگرديم بشرح سفرمان ) ما در ارزنجان تا پنجشنبهء پنجم مه مانديم و آن روز به راه افتاديم و از چند رشته كوه بلند بىجنگل و لخت گذشتيم ،
هامش
( 1 ) - واضحست كه تصور كلاويخو داير بر اينكه همهء سلاطين عثمانى را مراد ميخوانند درست نيست . م .