وآن سه كه مؤنّث را بود : مضروبة ، مضروبتان ، مضروبات .
مضروبة : يعنى يك زن زده شده .
در أصل مضروب بود ( مفرد مذكّر بود ) خواستيم مفردهء مؤنّث بنا كنيم تاء منوّنه كه علامت تأنيث اسم بود در آخرش درآورديم وما قبل تاء را فتحه داديم مضروبة شد .
وآن [ مضروبة ] يك لفظ است بهجاى سه معنى چنانكه گويى :
هي مضروبة ، وأنت مضروبة ، وانا مضروبة ، يعنى اوست يك زن زده شده ، وتويى يك زن زده شده ، ومنم يك زن زده شده .
مضروبتان : يعنى دو زن زده شده . صيغهء تثنيهء مؤنّث است از اسم مفعول .
اصلش مضروبة بود ، ( مفرد بود ) خواستيم تثنيه بنا كنيم ، الف كه علامت تثنيه بود با نون عوض تنوين در آخرش درآورديم مضروبتان شد .
وآن [ مضروبتان ] يك لفظ است بهجاى سه معنى چنانكه گويى : هما مضروبتان ، وأنتما مضروبتان ، ونحن مضروبتان ، يعنى ايشانند دو زنان زده شده ، وشماييد دو زنان زده شده ، وماييم دو زنان زده شده .
مضروبات : يعنى گروه زنان زده شده .
در أصل مضروبة بود ( مفرد بود ) خواستيم جمع بنا كنيم ، الف وتاء كه علامت جمع مؤنّث بود در آخرش درآورديم مضروبتات شد . تاى اوّل دلالت مىكرد بر تأنيث وتاى ثاني هم دلالت مىكرد بر جمع
و
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: جمعى از علما
ص٦٨