( 1 ) دو تيغ اندر نيامى نگنجيدن .
سخن باريكتر از موى گفتن .
به يك موى گنجيدن .
از كشته پشته ساختن .
سينه به ناخن غم خراشيدن .
كار به جان و كارد به استخوان رسيدن .
يكى از مختصات نثر اين دوره « تحليل اشعار » است كه مؤلّف يا مترجم سرودهء شاعرى را در ضمن نثر حلّ سازد يا مصراعى را ضميمهء نثر كند . مترجم كتاب حاضر نيز ، به شيوهء معمول روزگار خود ، نثر را با نظم فارسى و عربى آراسته و در موارد مقتضى براى انتقال دقيق منظور مؤلّف از زبان تازى به پارسى ، از ابيات و مصراعهاى فارسى باستادى استفاده كرده است . شيوهء مترجم در به كار بردن اين اشعار چنان است كه وى ابتدا مضمون اشعار را به نثر بيان مىكند و به دنبال آن جهت غناى مطلب ، بيتى يا مصرعى را براى تفهيم دقيق مطلب به خواننده ارائه مىدهد . اين اشعار گاه از خود مترجم است و گاه از شعراى ديگر . از جمله در قضاياى مباحثهء امرء القيس بن عباس با اشعث بن قيس كندى در خصوص موافقت با خلافت ابو بكر صدّيق ، از قول امرء القيس مىگويد :
نيكخواهان دهند پند ، و ليك * نيكبختان بوند پندپذير
يا در جنگ خالد بن وليد با مسيلمهء كذّاب ، اين رجز را از قول مسيلمه مىخواند :
رسول پسنديدهء خالقم * نه چون خالد فاجر فاسقم
يا در بيت زير ، كه در آن شكل و قيافهء مسيلمه را بعد از كشته شدن چنين ترسيم مىكند :
سيهچردى ، ضعيفى ، زشترويى * سخيفى ، ازرقى ، فرخارمويى
و گاهى نيز در بحبوحهء جنگها ، جهت بيان نيّت خويش ، از اشعار حماسى متقدمان استفاده مىكند ، از جمله :
مرا مردن ايدون به ننگ و به نام * به از زيستن ، دشمنان شاد كام