ملك الموت براى قبض روح فاجرى نازل شد سيخهائى از آتش با او خواهد بود ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد يا رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آيا اصابت مىكند آن سيخها بيكى از امت شما ؟ فرمود : بلى ، بحاكمى كه ظلم و جور كند ، و به كسى كه اموال يتيم را بخورد ، و به كسى كه شهادت ناحق و دروغ دهد ، و چون روز قيامت شود شهادت دهندهء بدروغ و ناحق زبان زند و بليسد آتش را همچنان كه سگ زبان مىزند و ميليسد ظرف را .
و منقول است كه بيكى از بزرگان گفتند كه بر چه بنا كردى امر خود را ؟ گفت بر چهار خصلت :
1 - دانستم رزق مرا غير من نميخورد پس آرام گرفت نفس من از حرص در طلب آن .
2 - دانستم عمل مرا غير از من كسى بجا نمىآورد ، از اين جهت اعمال واجبه كه به آن مكلف شدهام خودم بجا مىآورم و مشغول به عمل خود شدم .
3 - دانستم مرگ مرا خبر نميكند كه چه وقت خواهد آمد ، و نميآيد مگر ناگهان ، پس مبادرت و تعجيل كردم در تهيه زاد و توشه آخرت و مستعد آمدن مرگ شدم .
4 - دانستم كه خدا مرا مىبيند در تمام دقايق و حالات و از او پنهان نتوانم شد لا جرم از او حيا ميكنم ( و معصيت او را نمينمايم ) .
و فرمود : هر كه تازيانه ( يا شبيه آن ) بر خود ببندد و بايستد نزد سلطان ظالم ، خداى تعالى در قيامت آن تازيانه را اژدهائى كند از آتش كه طول او هفتاد ذراع باشد و در جهنم بر او مسلط نمايد .
و فرمود : هر كه صورت ظاهرش بهتر از باطنش باشد سبك مىشود
إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٦٠