تصديق قرآن يقين به آياتى است كه متضمّن وعده بهشت و وعيد بجهنم است .
و يقين در قلب خداشناس حقيقى از جملهء بديهيّات است « 1 » كه نميتواند انكار ( خدا و مبدء و معاد و غير ) آن نمايد ، و براى همين است كه مؤمن بعد از معرفت و ايمان به حق كافر نميشود .
و اگر كسى معارضه و سؤال كند و بگويد ( شما كه ميگوئيد :
مؤمن بعد از ايمان كافر نميشود پس ) چه ميگوئيد در اين آيه كه خدا ميفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا
« 2 » آنان كه ايمان آوردند و سپس كافر شدند باز ايمان آورده دگر بار كافر شدند ، خواهيم گفت كه : ايشان به زبان ميگفتند ما ايمان آوردهايم و ليكن قلبا ايمان نداشتند .
چنان كه ميفرمايد در آيه ديگر :
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« 3 » ( اى رسول ) اعراب كه گفتند ما ايمان آوردهايم به آنها بگو شما كه ايمانتان ( از زبان ) بقلب وارد نشده بحقيقت هنوز ايمان نياوردهايد ليكن بگوئيد ما اسلام آوردهايم .
پس اسلام اقرار به زبان است ( به گفتن لا إله إلّا اللَّه محمّد رسول اللَّه ) و ايمان علاوه بر اقرار زبانى بايد اعتقاد قلبى هم داشته باشد ، و چون خداى تعالى ميدانست اين دسته از مردم قلبا ايمان ندارند ظاهر فرمود
هامش
( 1 ) . بديهيات مانند حرارت آتش و سياهى و سفيدى و غيره كه احتياج به نظر و فكر ندارد ، و در منطق اين را تصور ضرورى و بديهى گويند .
( 2 ) . 137 - النساء
( 3 ) . 14 - الحجرات