و مرويست كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود بشقيق « 1 » چگونه هستيد شما در شهر خود ؟ عرضكرد بخير و خوبى اگر بما عطائى ( از خدا ) شود شكر ميكنيم و اگر منع از عطا شويم صبر ميكنيم ، فرمود : سگهاى حجاز ما هم چنيناند ، عرضكرد پس چگونه بگويم ؟ فرمود اگر بشما عطائى شود انفاق كنيد و اگر منع كرده شديد شكر كنيد ، زيرا اين است درجه و مقام بلند و مرتبه عظيم .
و مرويست علت آنكه حضرت ادريس عليه السّلام را به آسمان بردند اين بود كه ملكى او را بشارت داد بقبولى اعمال و آمرزش گناهانش ، پس تمناى حيوة و زنده بودن را كرد ، آن ملك گفت براى چه تمنّا و آرزوى زنده بودن را نمودى ؟ گفت براى آنكه شكر حضرت احديت را بجا آورم ، زيرا در اين مدت حيات خود از خداى تعالى استدعاى قبولى اعمال را داشتم حال به مقصد خود نائل شدم ، پس آن ملك ( بأمر خداوند ) بال گشود و او را در بر گرفت و به آسمان برد .
و شاكر بر نعمت انتظار زيادتى نعمت را دارد زيرا خداوند به آنها وعده داده چنان كه ميفرمايد :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 2 » اگر شكر نعمت كنيد زياد ميگردانم نعمت را بر شما ، و ليكن صابر بر بلا اميد اجر و ثواب دارد لذا مقامش به جائى رسد كه هميشه مورد نظر لطف
هامش
( 1 ) . شقيق بن ابراهيم البلخى يكى از مشايخ صوفيه است و با ابراهيم بن ادهم مصاحبت كرد و اخذ طريقت نمود ، و استاد حاتم اصم است و در اوايل جوانى صاحب ثروت و مكنت بوده و ليكن آنچه را كه داشت دست برداشت و طريقت را پيشه كرد و در سنه 194 يا 153 در بلاد ترك بقتل رسيد .
( 2 ) . 7 - ابراهيم