دارد و آن اينكه سائل از نحوهء عمل به متعارضين سؤال نكرد تا امام از حكم متعارضين جواب دهد ، بلكه سائل از عمل امام عليه السّلام سؤال كرد كه شما چه مىكنيد تا من به شما اقتداء كنم ، يعنى حكم واقعى نماز صبح چيست و جواب هم بايد مطابق با سؤال باشد پس نتوان جواب امام عليه السّلام را حمل كرد بر بيان كيفيت عمل به متعارضين تا به درد قول به تخيير بخورد .
حديث چهارم : محمّد به ابى جعفر حميرى ضمن نامهاى به محضر امام عليه السّلام سؤالاتى از حضرت حجت عجل اللّه تعالى فرجه الشريف نموده از جملهء سؤالات اين بود : آيا شخص مصلى بعد از تشهد اول براى قيام به ركعت بعدى بايد تكبير بگويد يا خير ؟
امام ( عجل اللّه تعالى فرجه الشريف ) در جواب اين سؤال فرمود : در اين زمينه دو روايت است : حديثى مىگويد : مصلى در حال صلوه هرگاه از حالى به حالى ديگر منتقل مىشود بايد تكبير بگويد حديث ديگر دلالت مىكند كه مصلى وقتى سر از سجدهء ثانيه برداشت و تكبير گفت سپس جلسهء استراحت را انجام داد بعد كه مىخواهد قيام كند ديگر گفتن اللّه اكبر لازم نيست ، سپس امام ( عجل اللّه فرجه الشريف ) فرمود : تشهد اولى هم همين حكم را دارد ، يعنى تكبير لازم نيست در خاتم حضرت فرمود و بايهما اخذت من باب التسليم كان و صوابا .
كيفيت استدلال : طرفداران تخيير گفتهاند توقيع شريف دلالت مىكند بر تخيير در اخذ باحد المتعارضين ، ولى اين حديث هم اطلاق دارد مثل حديث 2 و 3 و به روايات باب ترجيح تقييد مىخورد .
به گفته مرحوم مظفر ، اولا در اين حديث دو احتمال هست :
1 . مربوط به تخيير بين المتعارضين باشد تا مثبت مدعاى شما باشد .
2 . مربوط به تخيير در عمل باشد ، يعنى تكبير واجب نيست ، بلكه جايز است خواستى بگو و نخواستى نگو ( و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال ) و ازقضا احتمال ثانى مؤيد هم دارد و آن اينكه امام فرمود : بايهما اخذت . . . كان صوابا درحالىكه پرواضح است كه متعارضين ممكن نيست هر دو صواب باشد ، بلكه حتما احدهما خطاست و شايد هر دو خطا و مخالفت با واقع باشند و ثانيا معنا ندارد كه حديث
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٣٩٧