اماميه ، شافعيه و ظاهريه مخالف بوده و اين منبع را قبول ندارند و امام محمّد بن ادريس شافعى گفته من استحسن فقد شرع .
معناى استحسان : استحسان معناى ظاهرى آن انتخاب راه حل نيكوتر است . به قول قرآن :
فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
و از سوى علماى طرفدار استحسان تعاريف گوناگونى شده است . يكى از آنها ، تعريف ابو الحسن كرخى ( از ائمه مذهب حنفى ) است : « الاستحسان هو قطع المسألة عن نظائرها و العدول بالمسألة عن حكم نظائرها الى حكم آخر لوجه اقوى يقتضى هذا العدول » .
طبق اين تعريف استحسان برعكس قياس است چون قياس سبب مىشود كه مسألهء غير منصوص را به خاطر شباهتهايى كه با منصوص دارد به آن ملحق كنيم ، ولى استحسان سبب مىشود كه مسألهاى را از مسائل مشابهش به خاطر ويژگىهايى كه دارد جدا سازيم و در مورد آن از قياس بپرهيزيم .
مثال : شخص امينى اگر در حفظ امانت كوتاهى نكند و در اثر حوادث ارضى و سمائى آن وديعه تلف شود ضامن نيست ( حكم منصوص ) سپس امور ديگرى را كه شبيه به وديعه بوده به آن قياس كردهاند مثلا گفتهاند : اعيان مورد اجاره و نيز مال الشركه كه به دست مستاجر يا شريك است اگر تعدى و تفريطى در كار نباشد ضمان ندارد ، ولى اگر در دست ارباب حرف و صاحبان صنايع و خدمات مورد نياز مردم مال غير تلف شود او ضامن است مثل خياط ، تعميركننده ، رنگرز و . . . و لو تعدى و تفريط نكرده باشد دليل اين امر استحسان است كه اگر بخواهيم قياس را به اينجا تعميم دهيم اموال مردم به خطر مىافتد ؛ زيرا صاحبان حرف براى جلب منافع بيشتر بيش از استعداد و توانايى خود اموال مردم را مىپذيرند و از عهدهء خدمات لازم و دقت در عمل يا حفظ كافى آن برنمىآيند و اموال مردم به خطر مىافتد پس بهتر اين است كه در اين مورد خاص قياس را كنار بگذاريم و حكم به ضامن بودن كنيم تا اموال مردم حفظ شود .
اقسام استحسان : اهل سنّت براى استحسان دو قسم ذكر كردهاند و بعضىها دو قسم ديگر هم افزودهاند كه جمعا چهار قسم مىشود .