گردانيده و غير اوامر و نواهيش سخنى نشنيده و به غير آنچه او خواسته دل نمىبندند ) .
روزهاى خدا را بمردم ياد آورى مينمايند كه سرگذشت پيشينيان را كه بر اثر معصيت و نافرمانى تباه شدهاند براى ايشان بيان ميكنند تا عبرت گيرند ، و آنان را از عظمت و بزرگوارى او مىترسانند ، و ميگويند از خدا بترسيد و مرتكب گناه نشويد كه او حاضر و بينا است و بر هلاك شما قادر است .
آنان مانند راهنمايان در بيابانها هستند كه هر كه از وسط راه برود ( بعدل و درستى رفتار كند ) راه او را مىستايند ، و برهائى از گمراهى مژدهاش ميدهند ، و هر كه به طرف راست و چپ برود ( در هر امر افراط و تفريط پيش گيرد ) راه را براى او مذمت كرده و از تباه شدن بر حذرش ميدارند ، و آنها با اين اوصاف چراغهاى آن تاريكىهاى نادانى و راهنمايان آن شبهههاى گمراهى هستند ، و بتحقيق براى ياد خدا نمودن اهلى است كه آن را عوض دنيا گرفتهاند ، و ايشان را بازرگانى و خريد و فروش از ياد خدا مشغول نميسازد ، روزهاى زندگانى را با ياد خدا بسر مىبرند ، و بسخنان منعكننده از آنچه خدا حرام و نهى فرموده در گوشهاى بيخبران بانك ميزنند .
و بعدل و درستى امر كرده و خود آن را انجام ميدهند ، و از گفتار و كردار زشت و ناپسند نهى نموده و خود آن را بجا نمىآورند ، و چنان بآخرت ايمان و يقين دارند كه گويا دنيا را بپايان رسانده و بآخرت وارد شدهاند و در آنجا ميباشند ، و آنچه در پى دنيا است از امور آخرت كه ديگران از آنها آگاه نيستند به چشم ديدهاند ، و مانند آنكه بر احوال
إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٣٦