است « 1 » و وصىّ او همان كسى بود كه فرمود : پيش از آن كه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد و پس از من از مانند من سؤال نخواهيد كرد « 2 » .
سپس على عليه السّلام علم خود را به دو فرزندش حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام سپرد همان كسانى كه پيامبر خدا در بارهء آنها فرموده بود : اين دو نفر امام هستند قيام كنند يا بنشينند « 3 » . پس از آنها اين علم در اختيار امام سجاد عليه السّلام قرار گرفت و از او به امام باقر عليه السّلام و از او به امام جعفر صادق عليه السّلام منتقل گرديد .
بنا بر اين ، عظمت علمى امام صادق عليه السّلام چيزى جز سرى از اسرار كتاب و نورى از انوار نبوت و فيضى از فيوضات امامت نبود و اگر از كسان ديگرى گرفته بود همان گونه كه بعضى از نادانان مىگويند ، از اساتيد و معلمان او نيز اين علوم ظاهر مىشد و كتابها پر مىشد و در اخبار و احاديث مىرسيد .
اساسا آنچه را كه گذشت رها كن و منصفانه بينديش ! سپس به سخنان و تعليمات او به عنوان طالب حقيقت بنگر آيا اطبا و فلاسفه اى كه وارد جزيرة العرب شده بودند از آراء و اقوال او اطلاع داشتند و آن علمى را كه از آن حضرت در آن عصر ظاهر مىشد درك مىكردند ؟ مىدانيم كه دانشمندان پس از قرنها و نسلها به حقيقت و
هامش
« 1 » الغدير ج 6 ص 54
« 2 » الغدير ج 6 ص 178
« 3 » حديث اجماعى است