تحويل دادند و حقيقت اين است كه اين تمدن ، دو تمدن قديم و جديد را به هم مربوط كرد و دانسته هاى قديمى بشر را با عصر جديد پيوند داد .
بنا بر اين ، تعجبى ندارد كه اين عصر مورد بررسى قرار گيرد و به آن اهميت لازم داده شود ، بخصوص اينكه در اين عصر امام صادق عليه السّلام بذر علم را در نفوس اصحاب و شاگردانش و دانشمندان و حكمايى كه بر او وارد مىشدند پاشيده بود ، بذرى كه جز دانشمندان عصر جديد حقيقت آن را نشناخت و به شناخت آن نرسيد آن هم پس از پيشرفت طب و تجربه هاى علمى كه پس از قرنها صورت گرفت و اينك شرح حال پزشكان آن عصر :
1 - جرجيس بن جبرائيل
« 1 » او جرجيس بن جبرائيل گندى شاپورى « 2 » است و در صدر دولت عباسى بود و از طب و مداوا و معالجه بيماران آگاهى كامل داشت او مردى فاضل و رئيس مدرسهء گندى شاپور بود .
منصور عباسى او را براى مداواى بيمارى خود به بغداد خواند و اين در حالى بود كه پزشكان بغداد از معالجهء او عاجز شده بودند و بيمارى او مربوط به ناراحتى معده بود . وقتى او وارد بغداد شد و نزد
هامش
« 1 » عيون الانباء و قفطى
« 2 » در تاريخ الحكماء نام او جرجيس بن بختيشوع آمده است