اميم به سوى ما .
شگفتى نيست اگر از فشار قبر نترسى زيرا فديهء آن اى اميم نزد ما است .
راوى گفت : من فكر كردم در اين اشعار اسرارى است . صبر كردم تا صبح شد و آفتاب طالع شد . ديدم جنازهاى را بسوى من مىآورند . سؤال كردم : اين جنازهء كيست ؟ گفتند : زنى است از اهل مدينه . گفتم : اسم او چيست گفتند : اميمه . سؤال كردم : قبل از اين فرزندانى داشته كه مردهاند ؟ گفت : چهار فرزند داشته كه مردهاند . جريان خواب را براى ايشان نقل كردم . بعضى از دانشمندان چند شعر بدين مضمون گفتهاند .
عطيته اذا ابدت سرورا * و اذ اخذ الذى اعطى انابا
انعمته التى ابدت سرورا * و اجزل في عواقبها ايابا
فاى النعمتين اجل شكرا * ام الاخرى التى ادخرت ثوابا
يعنى عطيه و بخشش خداوندى كه اولاد است اگر دادن آن سبب خوشنودى است ، اما در گرفتن آن ثواب است .
حالا كداميك از اين دو نعمت مهمتر است ؟ نعمتى كه خوشنودى موقت مىآورد ، يا نعمتى كه براى انسان ذخيرهء ثوابست ؟