الْمُقْسِطِينَ
( مائده - 42 ) .
پس چون يكى از صفات الهى رقيب بودن است اين صفت را نيز در مخلوقاتش قرار داده و در آيه 18 سوره ق فرموده
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ
( هيچ سخنى از دهن بيرون نپرد مگر نزد آن مراقبى مهياست ) اكنون ببينيم منظور از رقيب در اين آيه كه هر سخنى را ضبط مىكند كيست ؟
در آيه مقدم ( آيه 17 سوره ق ) مىفرمايد :
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ
وقتى كه دو اخذكننده و فراگيرنده كه بر راست و چپ نشستهاند اخذ مىكنند .
تلقى : به معنى تفهم و اخذ است و متلقى به معنى فهمنده و گيرنده مىباشد و به لحاظ اين كه در آيه مذكور متلقّيان ( مثنى ) استعمال شده آن را با توجه به روايات رسيده دو فرشته دانستهاند كه در سمت چپ و راست انسان نشسته و اعمال آدمى را مىنويسند .
با توجه به اينكه فرشتگان از مجردات هستند و نشستن آنها با نشستن انسانها يكسان نيست تصور عوام در اين مورد با واقعيت منطبق نمىباشد .
اما نكتهاى كه به نظر اين جانب رسيده اين است كه چون در آيه بعدى براى هر سخنى « رقيب عتيد » معرفى فرموده و « رقيب » را هم نكره استعمال كرده و خلاصه فرموده هيچ سخنى بر دهن نگذرد مگر نزد آن لفظ ، نگهبانى نگهدارنده هست معلوم مىشود