خدمت ميكردند بد جلوهگر شده بودند ، يعنى نه تنها تشكيل يك قشون منظم را مسخره تلقى ميكردند بلكه كفر و جنايت ميدانستند ، بدينمعنى كه تصدى چنين امرى مستلزم ارتباط با خارجيها بود كه البته با عقايد مذهبى مغاير است .
اين شاهزادهء سالوس هم وقت را غنيمت شمرده تحريك ميكرد كه روابط صميمانهء برادرش با اروپائيان دير يا زود عقايد مردم را تغيير داده حتى لباس و مذهب آنانرا عوض خواهد كرد . اين عناوين در خيلى از اشخاص احمق كهنهپرست كه جز تنپرورى و راحتگزينى كارى ندارند تأثير كرد و باطنا با اقدامات و نظامات عباس ميرزا مخالفت داشتند .
ثبات و عزم حضرت وليعهد چنان بود كه به اين تحريكات از تعقيب خيالات عالى خود منصرف نشد . دو پسر خود را براى تحصيل بانگلستان فرستاد و نويد ميداد كه كه همان كاريرا كه پطر كبير در روسيه كرد او در ايران خواهد كرد .
پيادهنظام و توپخانه لباسهاى سادهاى دارند لباس پيادهنظام از ماهوت آبى يا قرمز انگليسى و لباس توپچىها از ماهوت آبى بود . نوار لباس سربازان يشمى و مال صاحبمنصبان نقرهاى يا طلائيست بعلاوه صاحبمنصبان اشارپ ابريشمى قرمزى هم مانند نظاميان انگليس دارند . شلوارها عموما سفيد و گشاد و كلاهى برسم معمول مملكت از پوست بره بر سر دارند كه ابدا به اين لباس نميآيد و بجاى كفش راحتى هم چكمه دارند .
عادت بپوشيدن چكمه هم از جمله كارهايى بوده كه بايد وليعهد براى آن خيلى زحمت كشيده باشد و چون امر او بوده از امتثال آن فروگذار نكردهاند .
تفنگها عموما انگليسى است . يك كارخانهء توپريزى هم در تبريز تأسيس كردهاند . باروت را خود ايرانيان ميسازند . مشق افراد نظامى خيلى سهل است چه عموما از فن تيراندازى بىبهره نيستند . عدهء توپخانه و سواره نظام عموما قدارهء انگليسى و پيادهنظام سرنيزه دارند .
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: محمود هدايت
ص١٠٥