در بر او كرده بخراجگذاريش الزام نمود و خود با هداياى خاصهء يمن بدربار كسرى مراجعت نمود . انوشيروان از او قدردانى نموده بر مراتبش افزود و سيف هم بپادشاهى يمن برقرار بود تا كشته شد .
ابو الصلت الثقفى در مدح سيف بن ذىيزن در خصوص اين وقعه چنين گويد :
ليطلب الوتر أمثال اين ذىيزن * إذ لجّج البحر للأعداء أحوالا
أتى هر قل و قد شالت نعامته * فلم يجد عنده القول الّذى قالا
ثمّ انتحى نحو كسرى بعد سابعة * من السّنين لقد أبعدت إيغالا
من مثل كسرى الّذى دان الملوك له * و مثل وهرز يوم الجيش إذصالا
للّه درّهم من معشر خرجوا * ما إن رأينا لهم في النّاس امثالا
أرسلت أسدا على سود الكلاب فقد * أمسي شريدهم في الارض فلّالا
فاشرب هنيئا عليك التّاج مرتفقا * فى رأس غمدان دارا منك محلالا
ثمّ اطل بالمسك إذ شالت نعامتهم * و أسبل اليوم في برديك إسبالا
تلك المكارم لا قعبان من لبن * شيبا بماء فعادا بعد أبوالا « 1 »
هامش
( 1 ) انتقامجوئى ميكنند كسانى كه شبيه پسر ذىيزن ميباشند وقتى كه در طلب دشمن سالها در دريا كشتىرانى كنند .
آمد بنزد هراكليوس وقتى كه از ترس فرار كرده بود ولى وعدهء مساعدت نشنيد .
بعد پس از هفت سال بكسرى پناه برد ( خيلى دور رفتهاى ! )
كيست نظير كسرى كه سلاطين مطيعش باشند يا مانند وهرز كه در روز جنگ بىمحابا بلشگر دشمن تاخت ؟
اين عساكر چه بودند كه چون به راه افتادند نظيرشان را بين افراد نمىبينم !
تو شير برسگان سياه افكندى و آنان كه فرار كردند در كشور فرارى شدند .
فعلا بشادى شراب بنوش تاج بر سر و متكى بمتّكا بالاى غمدان قصرى كه بلطف تو مرجع عموم است و عود بسوزان حالا كه دشمنان از وحشت راه فرار گرفتند و بگذار امروز جامههاى مطنطنت كشيده شوند اينست اعمال بزرگ نه دو كاسه شير مخلوط به آب كه به زودى متعفن شود .