گويند اشكان يكى از اولاد داراى اكبر بوده و بعضى بر خلاف گفتهاند كه از اولاد اشكان بن كىارش بن كيقباد بوده و برخى غير از اين گفتهاند فقط اينكه اولاد مستقيم سلاطين باشند محلّ ترديد است والّا از نسل سلاطين قديم بودنشان محلّ اختلاف نيست و اللّه اعلم . همچنين در انساب و اسامى و تقدّم و تأخّر و مدّت سلطنتشان نيز اختلاف است چنان كه طبرى در يكى از رواياتش گفته كه اوّلين پادشاه اين سلسله اشك بن اشكان بوده و بيست و يكسال سلطنت كرده و صاحب شاهنامه در اين روايت با او موافق است فقط مدّت سلطنتش را ده سال ذكر كرده است و برحسب روايت طبرى نخستين پادشاه اقفور شاه بوده كه 62 سال سلطنت كرده ، ابن خردادبه نيز با تفصيل بيشترى همين روايت را تأييد كرده و اصل آن مربوط به كسى است كه شرح بيشترى در آن خصوص نقل كرده است ولى من مسئوليّت اختلافاتى را كه در شرح احوال اين سلاطين و اسم و مدّت سلطنتشان ديدهام به عهده نميگيرم فقط بذكر آنچه از بدايع آثار آنان محقّق بنظرم ميرسد اكتفا ميكنم .
اقفور شاه اشكانى
اين پادشاه بر مدائن و قسمت اعظم عراق و فارس سلطنت داشته . سلاطين زمان در مكاتبات او را شاه خطاب ميكردند و باميد عوض هدايائى براى او ميفرستادند نه بعنوان ماليات . چون محلّى را كه درفش كاويانى در آن مخفى بود كشف كرد آن را درآورده در كمال دقّت محفوظ داشت و سلطانى را كه اسكندر در روم مستقر كرده بود و بر موصل و سواد حكومت داشت شكست داده از اين كشور راند و بر روم
هامش
بقيه از صفحهء قبلسكندر سكاليد از آنگونه راى * كه تا روم آباد ماند بجاى
نخست اشك بود از نژاد قباد * دگر گرد شاپور خسرو نژاد
دگر بود گودرز از اشكانيان * چو بيژن كه بود از نژاد كيان
چو نرسى و چون اورمزد بزرگ * چو خسرو كه بد نامدار سترك
چو زو بگذرى نامدار اردوان * خردمند و با رأى و روشن روان
چو بنشست بهرام از اشكانيان * ببخشيد گنجى به ارزانيان
ورا خواندند اردوان بزرگ * كه از ميش بگسست چنگال گرگ
چو كوتاه شد شاخ و هم بيخشان * نگويد جهانديده تاريخشان