از ديدگان اسكندر سرازير بود كه ريشش تر شده بود و فرياد و فغان از ايرانى و يونانى بلند بود . دارا دنبالهء سخن را گرفت و گفت : برادر ناله را چه سود ولى آخرين وصاياى برادرت را بشنو و عهد كن كه بدان عمل كنى . اسكندر گفت : آنچه دارى بگوى و از گفتن هيچچيز دريغ مدار . مطمئن باش كه به آنچه عهدهدار شوم اقدام كرده اوامرت را اجرا خواهم نمود . دارا گفت دخترم روشنك « 1 » را بزنى به تو مىدهم آنچه شايستهء شأن اوست با او بكن . عزيزش دار و گراميش شمار اشراف و بزرگان ايرانرا تجليل كن كوچكان را بر بزرگان مگمار آتشكدهها را خراب مكن و انتقام مرا از قاتلين من بستان . اسكندر گفت فرمايشاتت تمام اطاعت خواهد شد .
دارا پس از چهار سال سلطنت درگذشت و اسكندر امر بتشييع او نمود جسدش را با سران سپاه تا مدفن او مشايعت نمود و امر داد دو نفرى را كه دست خيانت به دارا دراز كرده بودند بدار آويزند « 2 » امر فورا اجرا و بقدرى تير و سنگ بر جسد آنان زدند كه قطعهقطعه گوشت و استخوانشان بر زمين ريخت اسكندر گفت : اين جزاى كسيست كه قصد جان سلاطين كند .
سلطنت اسكندر و ذكر بعضى از بيانات برجستهء او
چون سلطنت دارا خاتمه پذيرفت اسكندر در عينحال كه بر مصر و روم حكومت داشت به ايران نيز سلطنت ميكرد بدينترتيب بر كشور پهناورى دست يافت و سلاطين مختلفه كتبا اطاعت خود را به او اعلام داشتند همين كه امر ازدواج خود را با روشنك انجام داد در حسن و جمالش متعجّب مانده مفتون او گرديد و در املاك خود و رسيدگى بامور مردم او را دخالت داده اكرام بسيار كرد پس بر اموال و ذخائر كشور دست يافته بگردش بلاد پرداخت .
هامش
( 1 ) محققين ركسانا يا روشنك را دختر اكسيارتس دانند كه در 337 قبل از ميلاد با اسكندر عروسى كرد و دختر داريوش را كه اسكندر گرفت استاتيرا ناميدهاند . هدايت
( 2 )فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ! اجنبى پس از موفقيّت چنين مزد ميدهد ! هدايت