منحصرا دربارهء الفاظ قرآن و سنت بحث نمىكنيم بلكه به طور كلى بحث مىكنيم از ظواهر كلمات هر متكلمى ( چه شارع باشد و چه مولاى عرفى و چه يكى از عقلاى عالم ) . منتها هدف اصلى و مقصد نهايى ما ، در علم اصول ، تشخيص ظواهر الفاظ كتاب و سنت به منظور استنباط احكام است .
3 . ظهور الفاظ در معانى ، از سه راه است :
الف . از راه وضع واضع . مثل ظهور عام در عموم كه خيلى جاها بالوضع است ؛ و ظهور مشتق در ما تلبس بالمبدا فى الحال .
ب . از راه اطلاق كلام و مقدمات حكمت . مثل ظهور مطلق در اطلاقش و ظهور جمله شرطى در مفهوم داشتن و . . .
ج . به حكم عقل . مثل ظهور صيغهء افعل و مادهء امر در وجوب ؛ و ظهور هيئت و مادهء نهى در تحريم كه عند المتأخرين ، به حكم عقل است كما سيأتى .
4 . در رابطه با ظواهر الفاظ ، در دو بعد مىتوان بحث كرد :
اول ، در بعد مواد الفاظ . مثلا بحث كنيم دربارهء مادهء « ض » و « ر » و « ب » كه چه معنايى دارد ؟ يا مادهء « ن » و « ص » و « ر » كه ظهور در چه معنايى دارد ؟ و . . .
دوم ، در بعد هيئتها ، كه بحث كنيم هيئت افعل ، صيغهء لا تفعل ، هيئت مشتقات و . . . ظهور در چه معنايى دارد ؟
هر دو بعد ، هدف اصلى ما را از مباحث الفاظ تأمين مىكند . يعنى صغريات اصالة الظهور را براى ما تنقيح مىكند و لكن ما ، در علم اصول ، روى بعد دوم تكيه مىكنيم ؛ يعنى از ناحيهء هيئات الفاظ بحث مىكنيم . اما مبحث مواد را به كتب لغت حواله مىدهيم . دليل مطلب آن است كه مواد ، نامتناهى است و تحت يك ضابطه و قانون كلى هم در نمىآيد ؛ و ما ، در علم اصول ، بحث از قواعد كليه داريم . پس اين بعد از بحث ، مورد نظر ما نيست و بايد به دائرةالمعارفهاى لغت مراجعه شود .
5 . هيئات هم ، خود ، داراى دو بخش هستند :
اول . هيئات مفردات . مثل هيئت امر و نهى و مشتق .
دوم . هيئات جملههاى تركيبى . مثل هيئت جملهء شرطى و هكذا هيئت صيغهء افعل
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٩٦