حضرت فرمود : اعد الصلاة ، يعنى بايد نمازت را اعاده كنى . از اين كلام فهميده مىشود كه شك مذكور علت بطلان نماز است و علت حكم به وجوب اعاده است .
2 . شخصى به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد و عرضه داشت : هلكت و اهلكت واقعت اهلى فى نهار شهر رمضان . هم خودم را هلاك كردم و هم همسرم را زيرا در روز ماه رمضان با او مباشرت نمودم . چه كنم ؟ حضرت فرمود :
كفر : يعنى كفاره بده . از اين كلام فهميده مىشود كه مواقعه و مجامعت علت وجوب كفاره است در صوم واجب .
3 . شخصى به امام عرض كرد : بعت السمك فى النهر . يعنى تمام ماهيان دريا را فروختم . يا مثلا : بعت الطير فى السماء . يعنى تمام پرندگان هوا را فروختم .
حضرت فرمود : بطل البيع ؛ اين معامله باطل است . از اين كلام فهميده مىشود كه قدرت بر تسليم مبيع ، شرط صحت معامله است و اين شخص قدرت بر تسليم ماهيان دريا و پرندگان فضا را ندارد ؛ لذا معاملهاش باطل است .
4 . شخصى به امام عرض مىكند كه من در نماز ، سوره نخواندم . چه كنم ؟ امام مىفرمايد : بطلت الصلاة . از اين مىفهميم كه سوره جزء نماز است .
5 . شخصى سؤال مىكند كه من در حمام نماز خواندم ؛ صحيح است يا خير ؟
حضرت مىفرمايد : لا تعيد . يعنى اعاده لازم نيست . از اين كلام فهميده مىشود كه بودن در حمام ، مانع از صحت صلاة نيست . و هكذا امثلهء ديگرى نيز وجود دارد .
6 . شخصى در مكان غصبى نماز خوانده . امام مىفرمايد : تعيد . از اين فهميده مىشود كه بودن در مكان غصبى ، مانع صحت نماز است .
سه . از همين باب دلالت تنبيه است آنجا كه متكلم در كلامش دو فعل يا بيشتر ذكر مىكند و يكى را با متعلقاتش و بند و بيلش ذكر مىكند و ديگرى بدون متعلق ؛ و به وسيلهء آنكه متعلقش ذكر شده ، دلالت مىكند بر برخى از متعلقات فعل ديگر .
مثلا مىگويد : وصلت النهر و شربت . رسيدم به آب و آشاميدم . اينجا دو چيز فهميده مىشود :
الف . مشروب او ماء بود .
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٥٠