تبصره : برفرض ثابت نشود كه قيد موضوع است ، مىگوييم : كلام ذو احتمالين است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . شما بايد ثابت كنيد كه حتما قيد حكم است تا مفهوم بگيريد ؛ ولى ما احتمال را درست كنيم ، كافى است .
سوم . مفهوم غايت
قسم سوم از اقسام مفهوم مخالفت ، عبارت است از مفهوم غايت .
عنوان بحث : هرگاه كلامى از مولا صادر شود و اين كلام ، مقيد به غايتى و نهايتى شده باشد ( مانند
أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ
كه غايت ليل است ؛ و مانند « كل شىء حلال حتى تعرف انه حرام بعينه » كه غايت معرفة الحرام است ) آيا اينگونه جملات مفهوم دارند يا مفهوم ندارند ؟ يعنى دلالت مىكنند بر انتفاى سنخ حكم از غايت و ما بعد غايت يا خير ؟
در رابطه با جملات غايى ، در دو مقام بحث مىكنيم :
مقام اول : بحث منطوقى و ادبى .
مقام دوم : بحث مفهومى و اصولى .
اما مقام اول : مقدمه : غاية - مغيا - ادات غاية و جملهء غائيه چيست ؟ غاية ، در لغت به معناى مسافت آمده و به معناى نهايت و پايان هم آمده .
اما در اصطلاح ، مراد از غايت ، عبارت است از كلماتى كه بعد از « الى » و « حتى » ذكر مىشوند .
مغيا : عبارت است از جمله يا كلمهاى كه قبل از « الى » و « حتى » ذكر شده . ادات غايت ، خود كلمات « الى » و « حتى » است .
جملهء غائيه مجموعهاى است كه داراى مغيا ، ادات غايت ، غايت و حكم است .
با توجه به اين مقدمه ، در مقام اول ، بحث در اين است كه :
آيا غايت داخل در مغيا هست يا نيست ؟ اما موضوعا بلااشكال خارج است چون مغيا مثلا نهار است و غايت ليل است و اينها دو موضوع جدا هستند و دو معناى متفاوت دارند . ولى اختلاف در حكماست كه آيا حكما غايت داخل در مغيا است يا نه ؟ يعنى حكمى كه براى مغيا ثابت است ، براى خود غايت هم ثابت است يا نه ؟