است كه در طلب استعمال شده يعنى امر به معناى طلب دو قسم است : 1 . امر وجوبى و 2 . امر استحبابى .
مبحث دوم . صيغهء امر يا هيئت امر
1 . معناى صيغهء امر
در اين بخش ، دربارهء صيغهء افعل و مصاديق امر بحث مىكنيم و موضوع بحث ما :
صيغهء افعل و ما فى معناها است .
منظور از صيغهء افعل ، كليهء فعلهاى امر است چه امر غايب و چه حاضر ، چه معلوم و چه مجهول ، چه ثلاثى و چه رباعى ، چه مجرد و چه مزيد فيه . پس صيغهء امر ، همهء اينها را شامل مىشود .
و منظور از ما فى معناها يا نحوها ، عبارت است از جملات ديگرى كه داراى معناى طلبى هستند . مانند آن دسته از اسماى افعالى كه به معناى فعل امر است و مانند جملههاى خبرىاى كه در مقام انشاست ، چه جملهء خبريهء اسميه ( مثل
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
و يا مثل
إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً
و يا مثل « هذا مطلوب منك » ) و چه جملات خبريهء فعليه ( مثل
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ
،
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ *
و يا مانند « يصلى ، يغتسل » در مقام جواب دادن ) .
با روشن شدن عنوان بحث ، مىگوييم كه در رابطه با هيئت امر و صيغهء افعل ، ما يازده بحث داريم :
1 . اولين بحث ما دربارهء معناى موضوع له صيغهء امر است : صيغهء افعل در موارد فراوانى استعمال شده و بعضىها 15 معنا برايش ذكر نمودهاند ( مانند مرحوم ملا صالح در حاشيهء معالم ، صفحه 39 ) و جناب مظفر به برخى از آنها اشاره مىكنند :
الف . يكى از آنها بعث و تحريك و طلب است . مثل :
أَقِيمُوا الصَّلاةَ *
،
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
.
ب . يكى ديگر از آنها تهديد و تخويف است . مثل :
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ
،
قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلًا
.