نمىكند كه رايت حق برافراشته شود يا رايت گمراهى .
واقدى از معمر بن راشد ، از عمرو بن عبيد ، از حسن بصرى نقل مىكند كه مىگفته است : ابو بكره « 1 » به بصره آمد و نخست تصميم داشت به طلحه و زبير ملحق شود همين كه ديد عايشه عهدهدار امور ايشان است ، برگشت . از او پرسيدند : چه شد كه به آنان نپيوستى ؟ گفت : ديدم زنى عهدهدار كار ايشان است و من از رسول خدا ( ص ) - ضمن نقل موضوع ملكهء سبأ - شنيدم كه مىفرمود : قومى كه زن تدبير كارشان را به دست بگيرد ، هرگز رستگار نمىشوند . بدين سبب خوش نداشتم در كار ايشان وارد شوم .
عبد الله بن عطا از عبد الرحمن پسر ابو بكره هم نقل مىكند كه مىگفته است :
پدرم از اينكه همراه لشكر عايشه شود خوددارى كرد و گفت ، شنيدم پيامبر مىفرمود :
قومى كه كارشان بر عهدهء زن باشد رستگار نخواهند شد . « 2 »
نامهء عايشه به مردم مدينه و يمامه
واقدى از قول رجال خود روايت مىكند كه چون آن قوم از بيم سهل بن حنيف ، عثمان بن حنيف را رها كردند ، عايشه براى مردم مدينه اين نامه را فرستاد :
بسم اللّه الرحمن الرحيم . از ام المؤمنين عايشه ، همسر پيامبر ( ص ) و دختر صديق [ ابو بكر ] به مردم مدينه .
اما بعد ، همانا كه خداوند حق را آشكار و حق طلبان را يارى داد و بدرستى كه خداوند متعال فرموده است : « بلكه ما هميشه حق را بر باطل پيروز مىگردانيم و باطل از ميان رفتنى است » . « 3 » واى بر شما از آنچه وصف مىكنيد . اكنون اى بندگان خدا ! از خدا بترسيد و گوش فرا دهيد و اطاعت كنيد و همگان به ريسمان خدا چنگ زنيد و بر حق تمسك جوييد و براى خود بهانهاى قرار مدهيد ، كه خداوند مردم بصره
هامش
( 1 ) ابو بكره ثقفى كه نام و نام پدرش مورد اختلاف است و بيشتر نفيع بن حارث ضبط شده است از مردم طايف و در زمرهء اصحاب است و از او 132 حديث نقل شده و در سال 52 ه ق در گذشته است . رجوع كنيد به زركلى ، الاعلام ؛ ج 9 ، ص 17 . م
( 2 ) اين حديث در الفيض القدسى ( شرح جامع الصغير ) ؛ ج 1 ، ص 303 ، از قول حاكم نيشابورى و بخارى و ترمذى و نسائى نقل شده است .
( 3 ) آيهء 18 از سورهء بيست و يكم ( انبياء ) . م