عبد الحميد بن جعفر ، از پدرش نقل كرد : مجموعهء اسيران از زن و بچه هزار نفر بودند .
پيامبر ( ص ) پيش از فروش غنايم خمس آنها را جدا فرمود ، و اسيران را هم به پنج قسمت تقسيم فرموده و خمس آنها را هم در اختيار خود گرفتند . گروهى را آزاد كردند و بعضى را هم به افراد بخشيدند ، و بعضى از آنها را هم به خدمت برگماشتند . در مورد اثاثيه و درختان خرما هم همچنين رفتار شد ، و پنج يك آنها كنار گذاشته شد . پيامبر ( ص ) در اين مورد قرعه كشى مىفرمود ، و بر قرعهاى مىنوشتند ( براى خدا ) و اين قرعه به هر چه اصابت مىكرد همان را مىگرفتند و اجازهء انتخاب آن را از طرف كسى نمىدادند . خمس را در اختيار ابن جزء زبيدى گذاشتند ، و همو عهدهدار تقسيم غنايم ميان مسلمانان بود .
عبد الله بن نافع ، از قول پدرش ، و او از ابن عمر نقل مىكند : پيامبر ( ص ) در مورد خمس قرعه كشى مىفرمود ، و اجازهء انتخاب آزاد نمىدادند .
عبد الحميد بن جعفر ، از قول پدرش برايم نقل كرد : پيامبر ( ص ) از جدا كردن فرزندان بنى قريظه از مادران ، در تقسيم و فروش منع فرمودند .
ابن ابى سبره ، از اسحاق بن عبد الله ، نقل كرد كه پيامبر ( ص ) در آن روز دستور فرمودند :
نبايد بين مادر و فرزند ، پيش از بلوغ فرزند جدايى افكند . پرسيدند : اى رسول خدا ، منظور از بلوغ چيست ؟ فرمودند : دختران قاعده شوند و پسران محتلم گردند .
همو ، از قول يعقوب بن زيد ، و او از پدرش نقل كرد : دو خواهر را در صورتى كه به حد بلوغ رسيده بودند ، از يك ديگر جدا مىكردند ، و جدا مىفروختند ، همچنين ميان مادر و دخترش در صورتى كه دختر بالغ بود ، و در صورتى كه مادرى داراى فرزندان صغير بود ، او را همراه فرزندانش به مشركان عرب ، يهوديان مدينه ، تيماء و خيبر مىفروختند ، و خريداران بچهها را همراه مادر با خود مىبردند . ولى اگر كودك نابالغى بدون مادر بود ، او را به مشركان و يهوديان نمىفروختند و فقط به مسلمانان مىفروختند .
عتبة بن جبيره ، از جعفر بن محمود ، برايم نقل كرد : محمد بن مسلمه گفت : در آن روز سه اسير خريدم ، يك زن و دو پسرش به چهل و پنج دينار ، و اين معادل مجموع حق من و اسبم از غنايم بود . ديگران هم ، چنان سهمى داشتند ، و براى هر سواركار سه سهم در نظر گرفته شده بود ، يك سهم براى خودش و دو سهم براى اسبش .
مغيرة بن عبد الرحمن حزامى - كه معروف به قصىّ بود - از جعفر بن خارجه ، برايم نقل كرد كه زبير مىگفت : من در جنگ بنى قريظه سواره بودم ، يك سهم براى خودم و يك سهم هم براى اسبم منظور شد .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 396
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٣٩٦