پرش به محتوای اصلی

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحه 89

پدیدآورندگان:

ص۸۹
او امير نمىشد . ( 1 ) از اين گذشته شما و ديگران همگى نقل مىكنيد كه چون به روزگار حكومت ابو بكر داستان ردّه پيش آمده ، ابو بكر مىخواست به تن خويش در آن جنگ شركت كند و از مدينه بيرون رود . على ( ع ) به او گفت اگر تو خود به جنگ اين قوم به روى براى مسلمانان پناهگاهى كه به آن پناه برند نخواهد ماند ، تو از شركت در اين جنگ خوددارى كن و سپاهيان را گسيل‌دار تا خود از پشت سر پناهگاه ايشان باشى . ابو بكر درستى رأى و برترى چاره‌انديشى على را دانست و پيشنهاد او را پذيرفت و خود از شركت در جنگ خوددارى كرد و سرانجام كار پسنديده و درست شد . ( 2 )

بيان پاره‌اى از پرتوهاى رخشان انديشه و گفتار و تدبيرهاى ارزنده و صحيح علوى

اگر بگويند ، همان گونه كه دربارهء برترى على در دليرى و جهاد دليل آورديد ، دربارهء برترى او در رأى و چاره‌انديشى هم دليل بياوريد ، و شما مىدانيد كه قريش دربارهء رأى و انديشه على طعنه زده‌اند و او را از لحاظ چاره‌انديشى ناتوان دانسته‌اند ، به آنان پاسخ مىدهيم كه سست شمردن قريش رأى و تدبير على ( ع ) را ، از دشمنى و تعصب سرچشمه گرفته است نه از روى حق و حجتى كه بتوانند براى ادعاى خود ارائه دهند . در غير اين صورت شما و ايشان بايد ما را به موردى از خطا و اشتباه او آگاه سازيد . مهم‌ترين دليل بر فضل رأى و برترى تدبير او اين است كه در هيچ يك از جنگهاى پيامبر ( ص ) كسى عهده‌دار فرماندهى بر على نبوده است . اگر على همان گونه كه خود اقرار داريد فقط دلير و جنگجوى شايسته‌اى مىبود و بدان گونه كه ادعا مىكنيد ضعف تدبير مىداشت ، مصلحت تدبير و روش صحيح جنگ در آن بود كه او مأمور باشد نه امير . امّا پيامبر ( ص ) او را همواره امير و فرمانده قرار داده است و اين امر دليلى روشن بر درستى سخن ما و نادرستى پندار شماست . ( 3 ) همين سخن قريش به آگاهى على رسيد و با شگفتى از آن سخن آن را تكذيب كرد و چنين فرمود : « خدا پدرشان را بيامرزد ! چه كسى بيش از من جنگ را آزموده است ؟ به خدا سوگند در حالى كه فقط بيست سال داشتم در آن پا نهادم و اينك فزون از شصت سال دارم