تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
( 1 ) رسيده و ايشان او را كشته‌اند به حضور رسول خدا رفته و گفته است چون شوهرم مرا در خانه‌يى كه ملك او باشد مسكن نداده و هزينه‌يى هم براى من بر جا نگذاشته است اجازه فرماييد كه پيش اقوام خود برگردم . گويد پيامبر فرمود آرى - كار خوبى است - و من از محضر ايشان بيرون آمدم و چون به حجره يا ميان مسجد رسيدم مرا فراخواندند يا دستور دادند مرا فرا خوانند و چون به حضورشان برگشتم فرمودند چگونه گفتى ؟ داستان و وضع شوهرم را دوباره گفتم ، پيامبر ( ص ) فرمودند « تا هنگامى كه عده‌ات سپرى شود در همين خانهء خود بنشين » و من در همان خانه چهار ماه و ده روز عده نگه داشتم ، فريعه مىگفته است به روزگار عثمان بن عفان او به من پيام داد كه پيش او بروم ، رفتم و از اين موضوع پرسيد و چون او را آگاه كردم از همان حكم پيروى و همانگونه قضاوت كرد . « 1 »

رباب

دختر حارثة بن سنان بن عبيد بن ابجر ، كه اين ابجر همان خدره است ، رباب را كليب بن يساف بن عتبة بن عمرو بن خديج بن عامر بن جشم بن حارث به همسرى گرفت ، رباب مسلمان شد و با پيامبر ( ص ) بيعت كرد .

ربيع

دختر حارثه بن سنان بن عبيد بن ابجر ، واقدى مىگويد او مسلمان شده و با پيامبر بيعت كرده است .

خليدة

دختر ثابت بن سنان بن عبيد بن ابجر ، او را كعب پسر عمرو بن اطنابه به همسرى گرفت . پس از او عبد اللّه بن انس بن سكن بن عتبة بن يساف بن عنبة بن عمرو بن خديج بن عامر بن جشم بن حارث او را به همسرى گرفت ، خليده مسلمان شد و با رسول خدا بيعت كرد .
هامش
( 1 ) ملاحظه مىكنيد كه از لحاظ اهميت حفظ حقوق بانوان با چند سند اين موضوع را آورده است .