( 1 ) نخست عروة بن مسعود ثقفى به همسرى گرفت و ميمونه براى او فرزند آورد ، سپس مغيرة بن شعبه ثقفى او را به همسرى گرفت .
حمنة
دختر جحش بن رئاب بن يعمر بن صبرة بن مرة بن كبير بن غنم بن دودان بن اسد ، مادرش دختر عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى است . « 1 » پدرش جحش هم پيمان حرب بن امية بن عبد شمس بوده است . حمنه همسر مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار بوده و براى او دخترى زاييده است . مصعب بن عمير در جنگ احد شهيد شد .
خالد بن مخلد بجلى و محمد بن عمر واقدى هر دو ما را خبر دادند و گفتند عبد اللّه بن عمر از عبد اللّه بن ابراهيم از پدرش از گفتهء محمد بن عبد اللّه بن جحش براى ما نقل كرد كه مىگفته است * به روز جنگ احد و هنگام بازگشت رسول خدا به مدينه پارهيى از بانوان دربارهء خويشاوندان خود از مردم مىپرسيدند و مردم به آنان خبرى نمىدادند . زنها خود را به حضور رسول خدا ( ص ) رساندند و هر بانويى كه از ايشان سؤال مىكرد آن حضرت حقيقت را به آنان مىفرمود . حمنه هم پيش پيامبر رفت آن حضرت به حمنه فرمودند اى حمنه ! سوگ برادرت عبد اللّه بن جحش را به حساب حق تعالى منظور كن . حمنه فقط انا لله و انا اليه راجعون خواند و گفت خدايش رحمت كناد و بيامرزاد . رسول خدا به او گفت اى حمنه ! سوگ دايى خود حمزة بن عبد المطلب را در پيشگاه خدا منظور كن ، او همچنان انا لله و انا اليه راجعون گفت و براى او آمرزش و رحمت مسئلت كرد . رسول خدا سپس فرمود اى حمنه سوگ همسرت مصعب بن عمير را در پيشگاه خدا منظور كن ، حمنه گفت واى بر اندوه من ! رسول خدا فرمود شوهر براى زن پايگاه و منزلتى دارد كه چيزى با آن مقايسه نمىشود . واقدى در پى سخن خود افزوده است كه پيامبر به حمنه فرمود چرا در مورد مصعب سخنى گفتى كه در مورد آن دو ديگر نگفتى ؟ گفت اى رسول خدا يتيم شدن فرزندانش را به ياد آوردم ، گويد حمنه در صحنهء پيكار احد حاضر بود و به تشنگان آب مىرساند و زخمىها را زخمبندى و مداوا مىكرد . واقدى گويد پيامبر ( ص ) براى حمنه سى
هامش
( 1 ) حمنه دختر عمهء رسول خدا و خواهر زينب همسر ايشان است .