تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
( 1 )

عبد الله بن معرّض باهلى

گويد از گفتهء خليفة بن خيّاط مرا خبر دادند كه مىگفته است ، محمد بن سعيد باهلى براى من از فضل بن ثمامة ، از عبد الله بن حمزه كه پدر ايمن باهلى است ، از گفتهء پدرش ، از پدر بزرگش ، از خود عبد الله بن معرض باهلى نقل كرد كه مىگفته است * به حضور پيامبر ( ص ) رفته است و آن حضرت مقرر فرموده است كه از شتران ايشان هر چه كم يا بسيار باشد فقط ماده شترى زكات گرفته شود .

عبد الرحمان بن خبّاب سلمى

گويد از گفتهء خليفة بن خياط مرا خبر دادند كه مىگفته است ابو داود ، از سكين بن مغيرة ، از وليد بن ابى هشام ، از فرقد پدر طلحة ، از خود عبد الرحمان بن خبّاب سلمى براى من حديث كرد كه مىگفته است * در محضر پيامبر ( ص ) بودم كه براى كمك به جنگ تبوك تشويق مىفرمود . عثمان گفت : اى رسول خدا فراهم ساختن صد شتر با ساز و برگش در راه خدا بر عهده من . حضرت دوباره تشويق و تحريض فرمود . عثمان گفت : دويست شتر . رسول خدا براى بار سوم تحريض فرمود . عثمان گفت : سيصد شتر . عبد الرحمان مىگويد كه من رسول خدا ( ص ) را ديدم كه در حال فرود آمدن از منبر مىفرمود : « از اين پس عثمان هر چه بكند بر او چيزى نيست » و اين را دو بار فرمود . « 1 »

عاصم پدر نصر بن عاصم ليثى

گويد از گفته ابو مالك كثير بن يحيى بصرى مرا خبر دادند كه مىگفته است غسان بن مضر ، از سعيد بن يزيد ، از نصر بن عاصم ليثى از پدرش براى ما حديث كرد كه مىگفته است * وارد مسجد رسول خدا شدم و شنيدم ياران رسول خدا مىگويند : از خشم خدا و
هامش
( 1 ) پذيرش اين روايات كه منافات با آنچه قرآن فرموده است دارد به راستى دشوار است آن هم اگر صحت صدور آن مورد ترديد قرار نگيرد ، يعنى اگر كسى هر گناهى را كه خواست انجام دهد و بر او چيزى نخواهد بود ! ؟
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 78 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد