تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
( 1 ) روزه داشتيد ؟ گفتيم نه ، پرسيد آيا فردا روزه مىگيريد ؟ گفتيم نه . فرمود در اين صورت روزه بگشاييد و ما روزه گشوديم . سپس رسول خدا براى گزاردن نماز جمعه بيرون آمد و چون بر منبر نشست ظرف آبى خواست و در حالى كه مردم نگاه مىكردند آب آشاميد تا به مردم بفهماند كه روز جمعه روزه نمىگيرد .

سعيد بن يزيد ازدى *

ابو سعد خير انمارى

از گفتهء اسحاق بن زريق مرا خبر دادند كه مىگفته است * عمرو بن حارث زبيدى ، از ابو عمرو عبد الله بن عامر جهنى از قيس بن حارث عامرى براى او نقل كرده است كه ابو سعيد خير در شهر قرطسا « 1 » براى ايشان نقل كرده كه پيامبر ( ص ) فرموده است : هفتاد هزار تن از امت من وارد بهشت مىشوند كه همراه هر هزار تن هفتاد هزار تن ديگر خواهند بود كه شامل همهء مهاجران - يا ساكنان مدينه - و طايفه‌يى از اعراب ما خواهد بود .

معاذ بن انس جهنى

با رسول خدا مصاحبت داشته و از ايشان احاديثى روايت كرده و سپس ساكن مصر شده است . او پدر سهل بن معاذى است كه زبّان بن فائد و كسان ديگرى جز او از شاميان و مصريان از او روايت كرده‌اند .

ابو يقظان

از اصحاب رسول خداست . حسن بن موسى از ابن لهيعه ، از ابو عشانه نقل مىكند كه از ابو يقظان شنيده كه مىگفته است * بر شما مژده باد كه سوگند به خدا شما با آنكه رسول خدا را نديده‌ايد
هامش
( 1 ) نام بخش آبادى از مصر قديمى است . به معجم البلدان ، ج 7 ، ص 55 مراجعه شود .