( 1 ) نوادگان او محمد بن حرب بن قطن بن قبيصة بن مخارق است . او سرپرستى شرطه جعفر بن سليمان بن على هاشمى را در مدينه و سرپرستى شرطه عبد الصمد بن على در بصره را عهدهدار بود .
گويد هوذه بن خليفة مىگفت عوف ، از حيان ، از قطن بن قبيصة ، از گفتهء پدرش قبيصه براى ما حديث كرد كه مىگفته است شنيدم * رسول خدا مىفرمود : « همانا فال زدن و سنگريزه پراندن و از نام و آواى پرندگان و مسير حركت آنان فال گرفتن از بتپرستى است » . « 1 »
عياض بن حمّاد بن محمد بن سفيان
ابن مجاشع بن دارم بن مالك بن حنظلة بن مالك بن زيد منات بن تميم . پيش از آن كه مسلمان شود به حضور پيامبر ( ص ) آمد و ناقهيى اصيل همراه خود آورد كه به ايشان هديه دهد . پيامبر پرسيد : آيا مسلمان شدهاى ؟ گفت : نه . فرمود : خداوند ما را از پذيرفتن هديه مشركان نهى فرموده است .
گويد : عياض مسلمان شد و پيامبر ( ص ) هديه او را پذيرفت . عياض گفت : اى رسول خدا مردى از قوم من كه از من فروتر است دشنام مىدهد آيا مقابله به مثل كنم ؟ رسول خدا فرمود : « هر دو كسى كه به يك ديگر دشنام مىدهند دو شيطان دروغگويند » .
از او احاديث ديگرى هم روايت شده است . او سپس ساكن بصره شد و بصرىها از او روايت كردهاند .
قيس بن عاصم بن سنان
ابن خالد بن منقر بن عبيد از قبيله تميم است . قيس به روزگار جاهلى باده را حرام كرده بود .
او همراه نمايندگان تميم به حضور پيامبر ( ص ) آمد و مسلمان شد . پيامبر ( ص ) فرمود : « اين سرور باديهنشينان است » . قيس مردى سرور و بخشنده بود .
هامش
( 1 ) با توجه به توضيح ابن اثير در كتاب النهايه ذيل كلمات عيافه و طرق ترجمه شد . در متن عناقه چاپ شده كه اشتباه است .