( 1 )
تبيع
او هم پسر زن كعب بوده و كنيه ابو عبيد و به قولى ديگر ابو عامر داشته است . تبيع مرد عالمى بوده كتابهاى - مسيحيان و يهوديان - را خوانده و از كعب مطالب بسيارى شنيده بود .
مسلم بن كبيس
نام پدرش را به صورت مصغر يعنى كبيس هم نوشتهاند ، كنيهاش ابو حسنه بوده است . از عمرو بن صفوان كه از روايت كنندگان از اوست نقل شده است كه مسلم براى مردم با كمال ميل و بدون اينكه مزد و پاداشى شرط كند قرآن مىنوشت . پس از تمام شدن اگر چيزى به او مىدادند مىگرفت و گر نه از هيچ كس مزدى درخواست نمىكرد .
طبقهء سوم
مكحول دمشقى
وليد بن مسلم از گفتهء عبد اللّه بن علاء ما را خبر داد كه مىگفته است * از مكحول شنيدم مىگفت ، من برده عمرو بن سعيد بن عاص بودم او مرا به مردى از قبيلهء هذيل در مصر بخشيد و آن شخص در مصر نعمت بر من ارزانى داشت و من هنگامى از مصر بيرون آمدم كه مىپنداشتم هيچ علمى در آن سرزمين نمانده است مگر اينكه آن را شنيدهام ! ! سپس به مدينه رفتم و از آن شهر بيرون نيامدم تا هنگامى كه گمان بردم در آن شهر دانشى نمانده است مگر اينكه آن را شنيدهام و سپس شعبى را ديدم و چنويى نديدهام . « 1 »
هامش
( 1 ) دربارهء مكحول گوناگون سخن گفتهاند و گروهى از جمله خود محمد بن سعد او را در حديث ضعيف شمردهاند . براى آگهى بيشتر به ذهبى ، ميزان الاعتدال ، شمارهء 8749 مراجعه فرماييد .