تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
( 1 )

طبقه دوّم از تابعان در شام

عبد اللّه بن محيريز

محمد بن عمر واقدى ما را گفت كه شنيدم عبد اللّه بن جعفر مىگفت ، عبد اللّه بن محيريز قبيصة بن ذؤيب را ديد و به او گفت اى ابو اسحاق ! مرزها را به حال خود رها كرده‌ايد و سپاهها را به جنگ در منطقه حرم و مصعب بن زبير گسيل داشته‌ايد ، قبيصه گفت زبانت را نگهدار كه چنين نشده است ، همان هنگام عبد الملك بن مروان او را احضار كرد ، او را با چشم و روى بسته پيش عبد الملك آوردند و مقابل عبد الملك برپا داشتند . عبد الملك گفت اين چه سخنى است كه گفته‌اى كه از آن ميان فرات و عريش مصر - رود نيل - به لرزه در آمده است ؟ سپس نسبت به بعد اللّه بن محيريز نرم شد و گفت خاموش باش ، زيرا اين سخن گفتن براى كسى كه خلافت را براى قريش مىداند و بردبارى و خرد را در آنان مىبيند شايسته نيست ، گويد عبد اللّه در آن روز جان سالم به در برد .

قبيصة بن ذؤيب بن حلحلة

كنيه‌اش ابو اسحاق و از خاندان قمير خزاعه و محدثى ثقه بوده است ، زهرى از او روايت كرده است . قبيصه مهردار عبد الملك بن مروان بوده و هموست كه زهرى را پيش عبد الملك بن مروان برد و براى او مقررى و پاداش تعيين كرد و زهرى از ياران قبيصه بود ، قبيصه در شام به سال هشتاد و شش يا هشتاد و هفت در پايان حكومت عبد الملك بن مروان درگذشت .

كثير بن مرّة حضرمى

كنيه‌اش ابو شجرة و محدثى ثقه بوده است .