( 1 ) پدرش از گفتهء پدر بزرگش هانى ما را خبر دادند كه مىگفته است * از يمن به حضور پيامبر ( ص ) آمده و مسلمان شده است و آن حضرت دست بر سرش كشيده و براى او دعا فرمودهاند و او را در خانه يزيد بن ابى سفيان مسكن دادهاند ، و هنگامى كه ابو بكر يزيد بن ابى سفيان را به شام روانه كرد هانى همراه او به شام رفت .
ابو مريم غسانى
او پدر بزرگ ابو بكر بن عبد الله بن ابى مريم است كه وليد بن مسلم و جز او از او روايت كردهاند .
از بقية بن وليد از ابو بكر بن عبد الله بن ابى مريم ما را خبر دادند كه مىگفته است * پدرم از پدرش براى من نقل كرد كه مىگفته است در محضر پيامبر گلوله بزرگ سنگى را پرتاب كرده است و پيامبر را خوش آمده است و براى او دعا فرموده است .
ابو مريم
مردى از قبيله اسد است كه از اصحاب پيامبر بوده است . هشام بن عمار مىگويد ، صدقة بن خالد قرشى از يزيد بن ابى مريم ، از قاسم بن ابى مخيمرة ، از قول مردى از قبيله اسد كه فلسطينى و كنيهاش ابو مريم بوده است براى من حديث كرد كه پيش معاويه بن ابى سفيان رفته است ، معاويه پرسيده است چه نعمتى - چه حديثى - براى ما دارى ؟ ابو مريم گفت حديثى كه آن را از رسول خدا شنيدهام كه مىفرمود « هر كه را خداوند بر چيزى از مسلمانان ولايت و حكومت دهد و او خود را از برآوردن نياز و درد و درماندگى آنان كنار بكشد و رو پنهان كند روز رستخيز خداوند از برآوردن نياز و گرفتارى و درماندگى او رو پنهان مىكند » .
عبد الرحمان بن عائش حضرمى
او همان كسى است كه روايت مىكند شنيده است پيامبر فرمودهاند « خداى خود را در بهترين صورت ديدم » . « 1 »
هامش
( 1 ) توجه داريد كه اين گونه روايات را متكلمان گوناگون تأويل كردهاند .