( 1 )
قيس جذامى
زيد بن يحيى بن عبيد الله دمشقى ، از ابن ثوبان ، از پدرش ، از مكحول ، از كثير بن مرّة ، از قيس جذامى كه اندكى افتخار مصاحبت داشته است ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) فرمود ، همين كه نخستين قطرهء خون شهيد ريخته مىشود شش نعمت به او ارزانى مىشود ، از همهء خطاهاى او چشم پوشى مىشود ، جايگاه خويش را در بهشت مىبيند ، حور العين به همسرى او داده مىشود ، از فزع اكبر امان مىيابد ، از عذاب گور زينهارى مىيابد ، جامهء ايمان زيور بخش او مىشود .
بسر بن جحّاش قرشى
يزيد بن هارون از جرير بن عثمان ، از عبد الرحمان بن ميسره ، از جبير بن نفير ، از بسر بن جحاش ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) روزى بر كف دست خود آب دهان انداخت و انگشت بر آن نهاد و گفت خداوند متعال مىفرمايد « اى آدمى زاده ! كجا مىتوانى مرا عاجز و ناتوان سازى كه تو را از چنين چيزى - نطفه - آفريدم و چون تو را راست قامت و معتدل قرار دادم ميان دو جامه خراميدى و آرامگاه تو دل زمين خواهد بود ، مال گرد آوردى و از بخشيدن آن خوددارى كردى و چون جانت به گلو رسيد - و در اين هنگام پيامبر اشاره به گلوى خود كرد - مىگويى اينك صدقه مىدهم ، حال چه هنگام صدقه دادن است .
يزيد بن هارون مىگفت هر چند برخى از محدثان گفتهاند از ابن جحاش ولى همان بسر بن جحاش است .
سلمة بن نفيل حضرمى
برخى از محدثان نسبت او را سكونى گفتهاند .
سليمان بن عبد الرحمان دمشقى از وليد بن مسلم ، از محمد بن مهاجر انصارى ، از وليد بن عبد الرحمان جرشى از جبير بن نفير ، از سلمة بن نفيل حضرمى ما را خبر داد كه